ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٠٨ - مجلس يازدهم ٧ رجب ٤٠٧
نكند جز اينكه كليد و در و آغاز و راه اصلى آن قضاوت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ٧ است، پس هر گاه كه امور بر آنان مشتبه شود و خطا كنند خطا از جانب خودشان است، و چون به حقّ رسند و درست قضاوت كنند آن درستى از جانب علىّ بن ابى طالب ٧ مىباشد.
٧- شعبى گويد: چون شدّاد بن اوس بر معاويه وارد شد، معاويه او را گرامى داشت، و بخوبى از وى پذيرائى بعمل آورد، و او را نسبت به خطائى كه از او سر زده بود سرزنش نكرد و بروى او نياورد، و وعدههاى خوشى به او داد و نسبت بآنها ترغيبش نمود. پس از آن روزى در يك مجمع عمومى معاويه او را احضار كرد و به وى گفت: شدّاد! در ميان مردم برخيز و على را ياد كن و از او عيبجوئى نما، تا به قصد و نيّت تو در دوستى خودم پى ببرم. شدّاد گفت: مرا از اين عمل معاف دار، زيرا كه على به پروردگارش ملحق شده و به پاداش كردار خود رسيده، و تو نيز از گرفتارى او آسوده گشتهاى، و با اين بخششهاى بىحسابت كارها به فرمان تو آمده است، بنا بر اين آنچه را كه شايسته مقام حلم تو