ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٦٧ - مجلس هفتم شنبه ٢٢ شوال ٤٠٤
بكارهاى خويش پاكيزه ساخته آنگه هر چه خواستيد از خداوند طلب كنيد (كه به شما داده خواهد شد).
٢- حارث بن ثعلبه گويد: موسم ماه ذى الحجّة يا شايد پيش از آن بود كه دو مرد بر ما وارد شدند و قصد داشتند و به مكّه و مدينه بروند و ديدند كه گروهى از مردم همگى بسوى مكّه روانند. حارث گويد: آن دو نفر گفتند: ما هم با آن مردم بسوى مكّه روان شديم، در راه به سوارانى بر خورديم كه مردم در ميان آنان بود كه گويا رئيس ايشان بود، وى از جمعيّت كناره گرفت و به ما گفت: حتما عراقى هستيد؟ گفتيم: بلى عراقى هستيم، گفت: لا بد كوفى هستيد؟ گفتيم:
آرى كوفى هستيم، گفت: از كدام قبيلهايد؟ گفتيم: از بنى كنانه، گفت: از كدام تيره؟ گفتيم: از بنى مالك بن كنانه، گفت: مرحبا، خوش آمديد شما را به تمام كتابهاى آسمانى و پيامبران مرسل سوگند آيا از علىّ بن ابى طالب شنيدهايد كه از من شديدا بد گوئى كند يا بگويد: او دشمن من است و بجنگ من خواهد پرداخت؟ گفتيم: تو كه هستى؟ گفت: سعد بن ابى وقّاص، گفتيم: نه، و ليكن