ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٥٣ - مجلس پنجم دوشنبه ١٧ شوال ٤٠٤
در حقّ وى انجام داده بودند بآن حضرت شكوه نمود، و آنقدر گريست تا تربت قبر شريف با اشكهاى حضرتش تر شد، و زارى و شيون سر داد، و در پايان آن همه شيون عرضه داشت: همانا پس از تو خبرها و غوغائى بپا شد كه اگر تو بودى اين همه گرفتارى و دشوارى رخ نمىداد.
ما بمانند زمينى كه از باران محروم بماند تو را از دست دادهايم، و در قوم تو اختلال پديد آمده و شاهد باش كه دست از ايمان شستهاند. جبرئيل پيوسته با آوردن آيات مونس ما بود. و تو از ما پنهان شدى و با رفتن تو تمام خيرات از ما پوشيده گشت. تو ماه درخشان و نور پرفروغى بودى كه از تو كسب نور مىشد، و از جانب خداى با عزّت كتاب بر تو نازل مىگشت. پس از پيامبر مردانى با چهرههاى درهم و خشن با ما روبرو شدند و به ما توهين و استخفاف نمودند، و تمام خيرات به تاراج رفته است. آن كس كه بما خانواده ستم روا داشته بزودى خواهد دانست كه روز قيامت به چه سرانجام شومى دچار خواهد شد. ما با مصائبى روبرو شديم كه هيچ كس از مخلوقات چه عرب و چه عجم بدان گرفتار نيامده است.
ما تا زندهايم و تا چشمانمان باقى است در سوگند فقدان تو مىگوييم و از ديدگانمان سرشك غم ميباريم.