ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٤٨ - مجلس پنجم دوشنبه ١٧ شوال ٤٠٤
رسول خدا ٦ مشرّف شدند ما با آن حضرت از مدينه بيرون شديم. حضرت در محلّى از ناحيه وادى القرى فرود آمد و سپس از آنجا حركت فرمود. در بازگشت (بسوى مدينه) آهى برآورد و فرمود: ابن مسعود! خبر مرگم بمن داده شده، عرض كردم: يا رسول اللَّه جانشين معيّن كنيد. فرمود: كه را؟ گفتم: ابو بكر را. حضرت لختى راه رفت و باز آهى كشيد و فرمود: ابن مسعود! خبر مرگم بمن داده شده، عرض كردم: جانشين معيّن كنيد. فرمود: كه را؟ عرض كردم: عمر را. حضرت لحظهاى سكوت كرد و لختى براه خود ادامه داد، باز آهى كشيد و فرمود: ابن مسعود! خبر مرگم بمن داده شده. عرض كردم: جانشين معيّن كنيد. فرمود: كه را؟ عرض كردم: عثمان را. باز لحظهاى سكوت نمود و لختى راه رفت و فرمود:
ابن مسعود! خبر مرگم بمن داده شده. عرض كردم: جانشين معيّن كنيد. فرمود، چه كسى را؟ عرض كردم: علىّ بن ابى طالب را، حضرت آهى كشيد سپس فرمود: سوگند بآن كس كه جانم بدست قدرت اوست اگر از وى اطاعت كنند همگى دسته جمعى داخل بهشت گردند.
٣- عبد اللَّه بن عبّاس گويد: چون زمان رحلت رسول خدا ٦ فرا رسيد