ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٨٨ - مجلس چهلم چهارشنبه ٢٤ رمضان المبارك ٤١١
قبائل ديگر، و قبائل ديگرى را به قبائل ديگرى بر هم زنم، و خون شصت قبيله را هدر دهم كه هيچ بهرهاى از اسلام ندارند[١].
٦- ربيع بن منذر از پدرش روايت كند كه امام حسين ٧ فرمود:
بندهاى نيست كه در راه ما دو چشمش سرشك بارد، يا قطرهاى اشك از دو ديدهاش فرو ريزد جز اينكه خداوند بدان سبب يك حقب (هشتاد سال) او را در بهشت جاى دهد. احمد بن يحيى اودى (راوى خبر) گويد: من امام حسين ٧ را در خواب ديدم و عرض كردم: مخوّل بن ابراهيم از ربيع بن منذر از پدرش برايم باز گفت كه شما فرمودهايد: بندهاى نيست كه دو چشمش در باره ما اشك بريزد، يا دو ديدهاش در راه ما بگريد جز اينكه خداوند بدان سبب يك حقب او را در بهشت جاى دهد. احمد بن يحيى اودى (راوى خبر) گويد: من امام حسين ٧ را در خواب ديدم و عرض كردم: مخوّل بن ابراهيم از ربيع بن منذر از پدرش برايم باز گفت كه شما فرمودهايد: بندهاى نيست كه دو چشمش در باره ما اشك بريزد، يا دو ديدهاش در راه ما بگريد جز اينكه خداوند بدان سبب يك حقب او را در بهشت جاى دهد، حضرت فرمود: آرى (من گفتهام)، عرضكردم: در اين صورت سند حديث ميان من و شما ساقط گشت (و من ديگر بدون واسطه اين حديث را از شما روايت مىكنم).
[١] بايد دانست كه اين دو قبيله و قبائلى چند كه در خبر آمده كسانى بودند كه با شايعه پراكنى و فتنه انگيزى مردم را عليه امير مؤمنان٧ مىشوراندند، و چنان كه در كتاب« غارات» آمده براى پيروزى دشمن بر آن حضرت دعا مىكردند. لذا بموجب آيه شريفه: لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ ... اگر منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان از اين كار زشت دست باز ندارند تو را عليه آنان بر مىانگيزيم، سپس نبايد جز مدّت اندكى در كنار تو در مدينه بمانند( يعنى بايد تبعيد گردند)» آن حضرت مأمور بود كه براى جلوگيرى از فتنه آنان دستور تبعيدشان را صادر فرموده يا چنين تهديدشان نمايد.