ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٨٤ - مجلس سى و نهم شنبه ١٣ رمضان المبارك ٤١١
در خواب جلو پيامبر ٦ ديده بودم. بر حضرت سلام كردم و جواب فرمود، سپس حوله را از روى طبق كنار زد و خرما نمايان شد و حضرت شروع كرد از آن ميل كردن. من از اين مطلب تعجّب نمودم و عرضكردم: فدايت شوم يك دانه خرما بمن بدهيد. حضرت دادند و من خوردم، سپس دانه ديگرى طلبيدم، پس دادند و من خوردم، و باز دانه ديگرى طلبيدم تا هشت دانه خرما ميل كردم، سپس يك دانه ديگر خواستم، بمن فرمود: اگر جدّم رسول خدا ٦ بتو بيشتر داده بود من نيز زيادتر مىدادم. پس من خواب خود را براى ايشان بازگو نمودم، حضرت مثل كسى كه داستان خواب را مىدانست لبخندى زدند.
٧- عبد اللَّه بن محمّد بن عبيد اللَّه بن ياسين گويد: در سامرّاء از امام دهم ٧ شنيدم كه از پدران بزرگوارش عليهم السّلام روايت مىفرمود كه: امير المؤمنين ٧ فرمودهاند: دانش ميراثى است گرانمايه، و آداب جامههائى است زيبا، و انديشه آئينهاى صاف، و عبرتگيرى بيم دهندهاى خير خواه است، و همين مطلب از لحاظ رعايت ادب براى تو بس كه آنچه را كه از ديگران نمىپسندى رها سازى.