ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٧٧ - مجلس سى و نهم شنبه ١٣ رمضان المبارك ٤١١
آوردهام.
از آنان مباش كه بدون هيچ عمل خيرى چشم داشت بآخرت دارند، و بخاطر آرزوهاى دراز توبه را به تأخير مىاندازد، در دنيا مانند پارسايان سخن گويد، ولى پيوسته راه علاقةمندان بآن را پويد، اگر دنيا را به وى دهند سير نمىشود، و چون از چيزى بازش بدارند قناعت نمىكند، از سپاسگزارى آنچه به او داده شده فرو مىماند، و باز باقيمانده آن را طلب مىكند. و بآنچه خود نمىكند فرمان مىدهد، نيكان را دوست دارد ولى بسان آنان عمل نمىكند، و نادانان را دشمن مىدارد و خود يكى از آنانست مىگويد: تا چند عمل كنم و به رنج بيفتم، آيا وقت آن نرسيده كه بنشينم و آرزو كنم؟ و وى آرزوى آمرزش دارد و حال آنكه در معصيت كوشاست، بآن اندازه كه يك شخص بخواهد ياد آور شود (و اندرز گيرد) عمر نمودهاند، در باره عمر از دست رفته گويد: اگر كردار نيك كرده و خود را بزحمت انداخته بودم ذخيرهاى برايم مىبود، و حال آنكه در باقى عمر خود بدون پروا نافرمانى پروردگار خود- عزّ اسمه- مىكند. اگر بيمارى شود بر كوتاهى اعمال خود پشيمان مىشود، و چون بهبودى يابد خود را (از عذاب پروردگار) در امان دانسته و مغرور شده و عمل نيك را به تأخير مىاندازد، و