ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٣٧ - مجلس سى و پنجم شنبه سوم رمضان المبارك ٤١٠
كدام سخنى گفته و اقرار نمودند (سر تسليم پيش انداختند)، بخدا سوگند هرگز با اين چشمانم سخنرانى زبان آورتر از سخنران آنان نديده بودم. علىّ بن حاتم طائى برخاست و حمد و ثناى الهى بجاى آورد و گفت: امّا بعد، همانا من زمان حيات رسول خدا ٦ مسلمان شدم و در زمان آن حضرت زكات پرداخت نمودم، و پس از رحلت حضرتش با اهل ردّه (آنان كه پس از وفات پيامبر ٦ مرتد شدند و گروهى دعوى پيغمبرى نمودند) پيكار كردم، و با اين كارها پاداش الهى را خواستار بودم، و البتّه پاداش هر كس كه نيكى كند و پرهيز نمايد بر عهده خداوند است. و همانا بما خبر رسيده كه مردانى از اهل مكّه بيعت تو را شكستند، و ظالمانه با تو بمخالفت برخاستند، از اين جهت آمدهايم تا تو را يارى دهيم، حال همه ما در حضور و اختيار توايم، پس بهر چه دوست دارى فرمانمان ده.
سپس اين اشعار را سرود (ترجمه اشعار):
«و ما پيش از اين واقعه بيارى (دين) خدا پرداختيم، و تو با حق به سوى ما آمدهاى و بزودى يارى خواهى شد».
«ما همگى جداى از ديگر مردمان تو را كفايت كنيم، و تو به چنين كفايتى سزاوارتر از ساير مردمان هستى».
امير المؤمنين ٧ فرمود: «خداوند از جانب اسلام و اهل آن بشما قبيله جزاى خير دهد، شما بدلخواه خود مسلمان شديد، و با مرتدّان جنگيديد، و آهنگ