ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣١٧ - مجلس سى و سوم شنبه ٢١ ماه رمضان المبارك ٤٠٩
در بدرشان ساختهايد قدم پيش نهند و كار را بدست گيرند.
بخدا سوگند ما زمام امور خود را بدست شما نسپرديم، و شما را در ابدان و اموال و اديان خود حاكم نكرديم كه بروش جبّاران و زورگويان در آنها عمل كنيد، (حال ديگر چارهاى نداريم) جز اينكه صبر پيشه مىسازيم تا مدّت (حكومت شما) بسر آيد، و پايان كارتان فرا رسد، و دوران محنت تمام گردد، و هر گويندهاى از شما را روزى است كه وى را از آن گريزى نيست، و او را كتابى (نامه عملى) است كه ناچار آن را خواهد خواند، كتابى كه هيچ خرد و كلانى را فرو گذار نكرده و همه را بشمار آورده است «و بزودى آنان كه ستم كردند خواهند دانست كه بكدامين سرانجامى گرفتار آيند» شعراء: ٢٢٧.
راوى گويد: سپس يكتن از مأموران ويرا دستگير كرد، و اين آخرين ديدار ما از آن مرد بود و ديگر ندانستيم حالش چه شد.
٧- علىّ بن محمّد هرمزانى از امام سجّاد از پدرش امام حسين عليهما السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود: چون فاطمه دخت پيامبر ٦ بيمار شد به على ٧ وصيّت نمود كه امر او را كتمان، و خبرش را پوشيده دارد، و كسى را از بيمارى حضرتش آگاه نسازد، و آن حضرت چنين كرد. و خود حضرت