ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٩٨ - مجلس سى و يكم دوشنبه ١٦ رمضان المبارك ٤٠٩
شود و بزرگسال و بمستى و بيهوشى درآيد، و كودكان نارس در جنين بيفتند، و هر زن شيردهى از كودك شيرخوارش غافل گردد، روزى كه چهره درهم كشيده، و اخم برهم بسته، روزى كه شرّ آن در همه جا پخش است، همانا ترس آن روز فرشتگانى را كه گناهى ندارند به هراس اندازد، و آسمانهاى هفتگانه و كوههاى استوار و زمين گسترده و گاهوار از بيم آن بلرزه افتند، و آسمان بشكافد و در آن روز فرو هشته باشد و سرخ و مذاب شود، و كوهها پس از آن همه صلابت و سختى همه بصورت ريگ روان انباشته در آيند، و در صور دميده شود[١] پس هر كه در آسمانها و زمين باشد- جز آن كس كه خدا خواهد- بهراس افتد چه رسد بآن كس كه با گوش و چشم و زبان و دست و پا و فرج و شكم گناه نموده كه اگر خداوند او را نيامرزيده و از شدائد آن روز به او رحم ننموده باشد. چنين كسى از همه اينها بگذرد و به غير اينها برسد، به آتشى كه ژرفايش عميق، و سوزش شديد، و نوشابهاش صديد (چرك و خون زنان زناكار)، و عذابش جديد (تازه بتازه) و گرزهايش حديد (از آهن) است، عذابش كاهش نيابد، و ساكنانش نميرند، جايگاهى است كه رحمتى در آن نيست، و دعاى اهل آن شنيده نشود (بهدف اجابت نرسد).
[١] ظاهرا نفح صور پيش از شكافتن آسمان و ... واقع مىشود و در اينجا رعايت ترتيب نشده بلكه تنها صرف خبر از وقايع آن روز است.