ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٤١ - مجلس بيست و پنجم دوشنبه ٢٧ رمضان المبارك ٤٠٨
امير المؤمنين ٧ از جريان آن دو با خبر شد و فرمود: اى ابا اليقظان، اين اعور (چپول و يك چشم) بتو چه مىگويد؟ بخدا سوگند او پيوسته كوشش مىكند كه حق را بباطل بپوشاند و آن را وارونه و غير واقع جلوه دهد، و بچيزى از دين نياويزد مگر كه موافق دنيا باشد، اى واى، اى مغيره! اين دعوتى است كه هر كس را كه با آن همراهى كند بسوى بهشت مىراند. مغيره گفت: راست مىگوئى اى امير مؤمنان، من اگر با تو نباشم هرگز عليه تو نيز نخواهم بود.
٦- جابر (جعفى) از امام باقر از پدرش از جدّش عليهم السّلام روايت كند كه رسول خدا ٦ فرمود: چون روز قيامت شود، و اهل بهشت در بهشت، و اهل دوزخ در دوزخ جاى گيرند، بندهاى هفتاد خريف- كه هر خريف هفتاد سال است- در آتش بماند، سپس از خدا- عزّ و جلّ- درخواست كند و خدا را بخواند و گويد: پروردگارا! بحقّ محمّد و اهل بيتش از تو مىخواهم كه مرا رحم كنى.
خدا- جلّ جلاله- به جبرئيل وحى كند كه بسوى بندهام فرود رو، و او را