ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٦٦ - مجلس نوزدهم شنبه شب اول رمضان المبارك ٤٠٧
دشمنىورزى، و در راه خدا بخشش كنى، و در راه خدا منع نمائى.
٢- عبد اللَّه بن مسعود گويد: در يكى از سفرهاى با رسول خدا ٦ بوديم كه يك عرب بيابانى با صداى بلند گفت: اى محمّد، پيامبر ٦ فرمود: چه مىخواهى؟ گفت: مردى هست كه قومى را دوست دارد ولى مثل آنان عمل نمىكند (آيا اين دوستى سودى براى او دارد)؟ پيامبر ٦ فرمود: هر كس با همان كس كه دوستش مىداشته محشور مىگردد.
گفت: اى محمّد اسلام را بر من عرضه كن. فرمود: گواهى بده كه معبودى جز اللَّه نيست، و من رسول خدا هستم، و ديگر اينكه نماز مىخوانى، و زكات مىدهى، و ماه رمضان روزه مىگيرى، و حجّ خانه خدا بجاى مىآورى.
گفت: اى محمّد، بر اينها پاداشى هم مىستانى؟ فرمود: نه، جز انتظار دوستى خويشان نزديك را. گفت: خويشان نزديك خودم يا شما؟ فرمود: خويشان نزديك من. گفت: دست خود را پيش آر تا با تو بيعت كنم، خيرى نيست در كسى كه تو و خويشان نزديك تو را دوست نداشته باشد.