ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٤٠ - مجلس پانزدهم شنبه ٣ شعبان ٤٠٧
٥- عبد الرّحمن بن عبيد بن الكنود گويد: دوازده شب از ماه رجب سپرى شده بود كه امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ٧ از بصره وارد كوفه شدند. حضرت پيش آمد تا بر فراز منبر شد، حمد و ثناى الهى بجاى آورد سپس فرمود: امّا بعد، سپاس خدائى راست كه دوست خود را يارى داد، و دشمن خويش را خوار و رها ساخت، و راستگوى حقّ بجانب را عزّت بخشيد، و دروغگوى باطلگرا را ذليل نمود. اى ساكنان اين شهر تقواى الهى پيشه كنيد، و از طاعت آن گروه از اهل بيت پيامبرتان ٦ كه خودشان خدا را اطاعت نمودهاند جدا مشويد، آنان كه در فرمانبرى از ايشان- در آنچه كه خودشان نيز خدا را فرمان بردهاند- سزاوارترند از آن گروه افرادى كه خود را بحقّ مىبندند و مدّعى آنند و با ما مقابله مىكنند، با فضل و دارائيهاى ما خود را صاحب فضل جلوه مىدهند و همان فضل را در باره ما انكار مىكنند، و در حقّ خودمان با ما مىستيزند و ما را از آن كنار مىزنند، و البتّه و بال و گرفتارى اعمال زشت خود را چشيدند و بزودى به كيفر اين تبهكارى (در آخرت) خواهند رسيد. همانا مردانى چند از شما دست از يارى من برداشتند كه من اين كار زشت را بر آنان خرده مىگيرم و آنان را مورد ملامت و سرزنش قرار مىدهم، شما نيز بآنان بد گوئيد، و سخنان زنندهاى به گوششان برسانيد تا به