ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٣٣ - مجلس چهاردهم شنبه ٢٦ رجب ٤٠٧
٥- ابو جهضم ازدى از پدرش كه از اهالى شام بود روايت كند كه گفت: چون عثمان ابا ذر را از مدينه به شام تبعيد نمود پيوسته ابو ذر براى ما سخنرانى ميكرد، نخست حمد الهى بجاى مىآورد و شهادت حقّ بر زبان مىراند و بر پيامبر ٦ درود مىفرستاد و مىگفت: «امّا بعد، ما در دوران جاهليّت خود پيش از آنكه كتاب آسمانى بر ما نازل شود و پيامبر در ميان ما بر انگيخته گردد، وفاى به پيمان نموده، و سخن راست گفته، و به همسايگان نيكوئى و از ميهمان پذيرائى و با تهيدستان همراهى و مواسات مىكرديم [و با متكبّر دشمنى مىورزيديم].
پس چون خداى متعال رسول خدا ٦ را ميان ما برانگيخت و كتابش را بر ما فرو فرستاد اين اخلاق مورد رضايت خدا و رسولش قرار گرفت، و مسلمانان از ديگران شايستهتر و سزاوارتر بودند كه اين گونه اخلاقيّات را پاسدارى كنند، آنان نيز مدّتى كه خدا خواست بدين صورت ماندند تا اينكه واليان اعمال زشتى را كه ما سابقه شناسائى بدانها نداشتيم احداث و پايهگذارى كردند از قبيل خاموش ساختن سنّتى، و زنده داشتن بدعتى، و سخنگوى بحقّى كه دروغگو شمرده