ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١١٩ - مجلس دوازدهم شنبه ١٢ رجب ٤٠٧
بلكه از حسن ظنّم به بخشش آن كسى است كه كارهاى نيك و زيبا و بخششها تنها از آن اوست* پس اگر گمانى كه بدو بردهام راست آيد البتّه در فضل و بخشش او گمان از چون منى راست نيايد (چه با اعمال زشت جاى حسن ظنّ نيست)* و اگر عذابى از جانب او به من برسد، اين از انصاف و عدلى است كه در حكم وجود داشته و بمن رسيده است».
٨- عيسى بن عّمرو گويد: مردى از ابى عمر و بن العلاء حاجتى خواست و ابى عمرو به وى وعده داد كه حاجتش را برآورد، امّا انجام آن براى ابى عمرو ميسور نگشت، پس از چندى آن مرد او را ديد و گفت: اى ابا عمرو بمن وعدهاى دادى و عمل نكردى! ابو عمرو گفت: كدام يك ما به غم سزاوارتريم، من يا تو؟
آن مرد گفت: من. ابو عمرو گفت: خير، بلكه بخدا سوگند من به اندوه سزاوارترم، آن مرد گفت: چگونه؟ گفت: من به تو وعده دادم در نتيجه تو با دلخوشى بانجام وعده بخانه بازگشتى، و من با همّ و غم بانجام رساندن آن، تو شبت را با سرور و شادى بسر بردى، و من شبم را در فكر و اندوه سپرى ساختم، سپس قضا و قدر از انجام تصميم مانع شد، در نتيجه تو مرا با حالت ذلّت و ديده خوارى ديدار كردى، و من تو را با خجالت و شرمندگى.