ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١١٦ - مجلس دوازدهم شنبه ١٢ رجب ٤٠٧
اين همه گرفتاريها صبر كن تا به ديدار دوست بشتابى، همانا ياران خود از بنى اسرائيل را ديدم كه با چه مصائبى در گذشته رو برو بودند، با ارّه دو نيمشان مىكردند، و بچهار ميخ مىكشيدند- و با دست خود بسوى شاميان اشاره كرد و گفت:- و اگر اين چهرههاى بدبخت و زشت مىدانستند آن عذاب و عاقبت شومى را كه در جنگ با تو در انتظار آنهاست هر آينه در اين كار كوتاه مىآمدند،- و اشارهاى به عراقيان كرد و گفت:- و اگر اين چهرههاى سفيد و نورانى مىدانستند آن پاداشى را كه در طاعت تو برايشان آماده گشته هر آينه دوست مىداشتند كه با قيچى ريز ريز شوند، درود و رحمت و بركات خداوند بر تو باد». سپس از جايى كه بود غايب شد.
عمّار بن ياسر و ابو الهيثم بن تيّهان و ابو ايّوب انصارى و عبادة بن صامت و خزيمة بن ثابت و هاشم مرقال در ميان جمعى از شيعيان امير المؤمنين ٧ كه همگى سخن آن مرد را شنيده بودند برخاستند و گفتند: اى امير مؤمنان اين مرد كيست؟ حضرت فرمود: او شمعون وصىّ عيسى ٧ است، خداوند او را برانگيخته تا مرا در جنگ بر دشمنانش صبر و دلدارى دهد، عرض كردند: پدر و