ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١١٥ - مجلس دوازدهم شنبه ١٢ رجب ٤٠٧
فدايت ما را به نزد خدايت ياد آر و ما را وجهه همّت خود دار.» سپس خود را به روى بدن آن حضرت انداخت و صورتش را بوسيد و كفن را به رويش كشيد.
٥- قيس غلام علىّ بن ابى طالب ٧ گويد: در صفّين امير المؤمنين على ٧ نزديك كوه ايستاده بود كه هنگام نماز مغرب رسيد، حضرت به مكان دورى رفت و اذان گفت، چون از گفتن اذان فارغ شد مردى با سر و روى سپيد به سوى كوه روى آورد و گفت: «سلام و رحمت و بركات خداوند بر تو باد، آفرين بر وصىّ خاتم پيامبران و پيشواى سپيد رويان، و گرامى مرد بىآزار، و فاضل و رستگارى كه به پاداش راستگويان فائز آمده، و سيّد اوصياء. امير المؤمنين ٧ فرمود: سلام بر تو حالت چطور است؟ عرض كرد: خوب است، من منتظر روح القدس هستم، و من كسى را كه امتحان و گرفتاريش در راه خداى عزّ و جلّ بيشتر و پاداشش نكوتر و مقام و منزلتش نزد خدا بالاتر از تو باشد سراغ ندارم. برادرم! بر