ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١١٣ - مجلس دوازدهم شنبه ١٢ رجب ٤٠٧
٣- اصبغ بن نباته (ره) گويد: در بصره مردى خدمت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ٧ آمد عرضكرد: اى امير مؤمنان با اين مردمى كه مىجنگيم دعوتمان يكى و پيامبرمان يكى و نمازمان يكى و حجّمان يكى است، پس نام آنها را چه بگذاريم؟ فرمود: به همان نامى كه خداوند در كتاب خود ناميده است، مگر نشنيدهاى كه مىفرمايد: «اين پيامبران بعضى از آنان را بر بعضى ديگر برترى داديم، بعضى از آنان با خدا سخن گفت: و درجات پارهاى را بالا برده، و به عيسى بن مريم دلائل روشن داديم و او را به روح القدس تأييد نموديم، و اگر خدا مىخواست آنان پس از وى بعد از آنكه دلائل روشن برايشان آمد مقاتله نمىكردند و لكن اختلاف كردند، پس پارهاى از آنان ايمان آوردند و پارهاى كفر ورزيدند»[١]. پس چون اختلاف ميان ما افتاد ما به خدا و دين او و پيامبر ٦ و كتاب و حقّ سزاوارتريم، پس ما مؤمنانيم و آنان كافران، خدا جنگ با آنان را از ما خواسته است، و ما هم به خواست و فرمان و اراده خدا با ايشان
[١]- بقرة: ٢٥٣.