اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٤٥ - ٢ مقصد رشد و ارزش انسان در حيات اجتماعى
جهان، سيم و زر و نعمت و شهوت پيرامون خود را ببيند، ولى از قدرت پروردگار و پشتپرده هستى غافل باشد، بىگمان از حياتى پست و ناچيز برخوردار است، هرچند خود بدان ببالد.
٢. مقصد رشد و ارزش انسان در حيات اجتماعى
در حيات اجتماعى ارزش انسان به خدمات اوست؛ آنگونه كه هرچه اين خدمات ارزندهتر و گستردهتر باشد، تأثير وجود فرد در جامعه فزونتر است و به همينرو مىتوان او را در بعد اجتماعى موفقتر دانست. بر اين بنياد مىبايد هر فرد در فرايند انتخاب خود دقت كافي كند تا متناسب با توان و استعداد خود در صنفى قرار گيرد كه بهره بيشترى برساند. پس از انتخاب نيز بايد توان خود را براى ارتقاى سطح خدمات خويش بالاتر برد.[١]
ايمان و معرفت ارزش بُعد فردى وجود انسان است و خدمتگزارى، ارزش بُعد اجتماعى او. درواقع «مؤمن خدوم»، خود را به افق كمال نزديك مىگرداند و با صفت خدمت، جامعه را به سوي كمال گسيل مىدارد. نتيجه رشد اخلاقى در بعد فردى تربيت «انسان پاك» و حاصل رشد اخلاقى در بعد اجتماعى نيز تشكيل «جامعه پاك» است[٢] و البته بديهى است كه هدف دوم در طول هدف نخست و وسيلهاى براى تحقق آن است.
توصيه به برآوردن نيازمندىهاى مؤمنان در معناى گسترده خود، توجه به همين خدمت اجتماعى است. رسول اكرم (ص) فرمود:
كسي كه به امور جامعه اسلامى اهتمام نداشته باشد، مسلمان نيست.[٣]
امام على (ع) نيز مىفرمايد:
برترين مردم كسى است كه فايده بيشترى براى ديگران داشته باشد.[٤]
[١] -« إِنَّ خَيْرَ مَنْ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ.»( قصص( ٢٨): ٢٦.)
[٢] - محمدحسين طباطبايى ذيل آيه پايانى سوره آلعمران، اهميت بعد اجتماعى حيات بشرى و توجه اسلام به اجتماع را به نقش مهم آن در تربيت افرادِ مهذب مربوط دانسته است.( بنگريد به: محمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٤، ص ١٥٤- ١٤٨.)
[٣] - مَن اصبَحَ لايَهتَمَّ بأُمورِ المُسلِمينَ فَلَيسَ بمُسلِم.( محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ١٦٣.)
[٤] - افضَلُ النّاسِ انفَعُهُم لِلنّاسِ.( عبدالواحد تميمىآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ١٠٣٠٠.)