اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٨٧ - و) لذت
و) لذت
لذت حالتى ادراكى است كه هنگام يافتن مطلوب به ما دست مىدهد. اين حالت، تأثير برآورده شدن نيازها و توجه به آن است. روشن است كه باقى ماندن نيازهاى ارضانشده رنج دائمى و فشار روانى ايجاد مىكند، اما اخلاق نيازها را طبقهبندى مىكند و راه ارضاى صحيح نيازهاى واقعى را هموار مىسازد.
هوسها براى ارضاشدن ابتدا با ايجاد احساس نياز، ما را به رنج مىافكنند، براى رهايى از رنج و دستيابى به لذت، انگيزه و حركت پديد مىآيد. بنابراين رنج مقدمه لذت است و لذتطلبى نيز نوعى رنج كشيدن. تا نيازى ارضانشده وجود نداشته باشد، لذتى طلبيده نمىشود. هرچه رنج بيشترى احساس كنيم و فشار روانى سنگينترى داشته باشيم، بيشتر درصدد دفع آن و جلب لذت جايگزين برمىآييم.[١]
|
اگر لذت ترك لذت بدانى |
دگر لذت نفس لذت نخوانى |
|
از سويى ديگر، ريشه بسيارى از رنجهاى روحى را بايد در رذايل اخلاقى جست. براى مثال، فرد حسود طبق فرموده امام على (ع) روح خود را به بند كشيده و بديهى است كه فرد اسير از لذتهاى بىشمارى محروم است. منشأ انحصارى بسيارى از خوشىها نيز پارهاى از فضايل اخلاقى است؛ چنانكه لذت عميق عفوكردن تنها از آنِ انسان خوشقلب و كريم است و فرد كينهتوز را از آن نصيبى نيست. نيز بهحق گفته شده كه صبر كليد گشايشها و دروازه پيروزى است و طبيعى است كه انسان ناشكيبا از لذت بسيارى از پيروزىها محروم بماند.
اخلاق مىآموزاند كه لذت، پاداش طبيعى درست عمل كردن است. بنابراين اگر كامل و درست اقدام كنيم و به لذت عمل توجه نداشته باشيم، لذتي كه درپى مىآيد، پاداشى دلپسند خواهد بود. اما اگر عمل به قصد لذت باشد، افراط و تفريط پيش مىآيد تعادل روانى برهممىخورد و دست آخر نيز چون عمل درست نيست، از پاداش لذت كاسته مىشود.
ما در همه چيز حتى در اصل وجود به پروردگار توانا نيازمنديم. همه آفريدگان نيازمند آفريننده خود هستند، از اينرو هرچه ارتباط با او نزديكتر باشد، لذت بيشترى درپى خواهد
[١] - بنگريد به: محمد بن زكرياى رازى،« الطب الروحانى»، رسلائل فلسفيه، ص ٣٤.