اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٥٣ - ج) عفت
براى اين منظور، يوسف صديق (ع) است كه در اوج قواى جوانى و در شرايطى مناسب دامان خود را نيالود و از مسير تقوا خارج نشد.
غريزه جنسى نيرويى سركش در نهاد همه انسانهاست. هر مرد يا زنى بهويژه در ايام جوانى به جنس مخالف تمايل دارد و اين نشاندهنده سلامت دستگاه جسمى و روانى اوست. اين ميل در وجود آدمى تنها براى ادامه نسل نيست. انبوهى از نيازهاى جسمى، روحى و روانى انسان در پرتو اين ميل تسكين و تكامل مىپذيرد. لذت آنى ناشى از اين غريزه مهمترين سبب نافرمانى آدمى از قانون، و كانون بسيارى از انحرافات است. بنابراين رسيدگى به غريزه جنسى و ساماندهى آن اهميت بسيار دارد.
نوع تمايل مرد و زن نيز با يكديگر تفاوت دارد. مرد زنى را دوست مىدارد كه او را پسنديده و برگزيده باشد و زن نيز مردى را دوست مىدارد كه ارزش او را درك كرده و دوستى خود را اعلام كرده باشد. مرد مىخواهد خود زن را تصاحب نمايد و در اختيار گيرد، ولى زن برآن است تا دل مرد را مسخر كند.
متناسب با تفاوت تمايلات زنانه و مردانه، مصاديق عفاف نيز در زن و مرد متفاوت است؛ يعنى آنچه مرد بايد در برابرش مقاومت كند، با چيزي كه زن بايد در برابرش تاب آورد، تفاوت دارد. بدين معنا، ممكن است مرد از توجه و نگاه ديگران به اندازه زن لذت نبرد و ايستادگى او در مقابل اين شهوت به اندازه ايستادگى زن ارزش اخلاقى نداشته باشد؛ همانگونه كه ايستادگى در مقابل شهوت جنسى براى زن نيز به اندازه مرد دشوارى ندارد.
پيامدها
آدمى در جوانى احساس استقلال مىكند و نياز به محبت و محبوبيت را در وجود خود مىيابد. او از كانونهاى محبت پيشين مانند پدر و مادر تا حدى مىگسلد و به كانون عاطفى ديگرى پناه مىآورد. اين وضعيت نوعى برانگيختگى و كشش فوقالعاده به جنس مخالف در او ايجاد مىكند. اين ويژگىها معمولًا موجب فشار روانى، تناقضهاى درونى و محيطى، سرخوردگى، كمكارى،
بىنظمى و محدود شدن خلاقيتها مىگردد و سرانجام نظام شخصيتى فرد را از هم مىپاشد.
در مقابل اگر انسان بتواند توجه نفس به قوه جنسى را مهار كند، بسيارى از انرژىهاى روانىاش آزاد مىشود. حاصل چنين تلاشى بهداشت روانى، تمركز حواس، عزت نفس، عدم