اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٠٠ - ٣ امنيت حيثيتى
فقر بيشتر دامن بگسترد، «اجتماع انسانى» رفتهرفته فلسفه وجودى خود را از دست مىدهد و تصوير جامعه مطلوب در نااميدى محوتر مىگردد.
اصل رفاه و برخوردارى معقول همراه با گشايش و فزونى، مادام كه در سير حيات طيبه باشد، در اسلام به عنوان ارزش به رسميت شناخته شده؛ تا جايىكه قرآن كريم بر كساني كه بهرهمندى از اينگونه مواهب را تحريم مىكنند، سخت خرده مىگيرد.[١] امام سجاد (ع) مىفرمايد:
توسعه دادن زندگى و امكانات آن از اخلاق مؤمنان است.[٢]
در روايتى ديگر از ايشان مىخوانيم:
بيشترين خشنودى خدا از آنِكسى است كه خانواده خود را بيشتر در رفاه و آسايش قرار مىدهد.[٣]
در عرصه كشورى نيز تلاش براى پيشرفت و ارتقاى اقتصادي يكى از وظايف اجتناب ناپذير حكومت اسلامى است؛ چراكه امروزه در شرايط بينالمللى، قدرت اقتصادي يكى از مهمترين عوامل تأمينكننده اقتدار سياسى بهشمار مىرود. از اينرو، بىگمان لازمه عمل به قاعده «نفى سبيل»[٤] حركت به سوي كسب قدرت اقتصادى است.
اينك به آسيبشناسى اخلاقى جوامع مىپردازيم و ريشههاى اخلاقى محروميت جوامع از رفاه عادلانه را برمىرسيم. اصولًا توسعهنيافتگى عادلانه رفاه مادى در سه صورت پديد مىآيد:
١. توليد نشدن ثروت در جامعه؛
٢. تثبيت نشدن دارايىهاى توليدشده كه به همينرو ناپايدار است و از بين مىرود؛
[١] -« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنْ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛[ اى پيامبر!] بگو: زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و[ نيز] روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده؟ بگو: اين[ نعمتها] در زندگى دنيا برايكسانى است كه ايمان آوردهاند و روز قيامت[ نيز] خاص آنان است.»( اعراف( ٧): ٣٢.)
[٢] - مِنْ أَخْلَاقِ الْمُؤْمِنِ ... التَّوَسُّعُ عَلَي قَدْرِ التَّوَسُّعِ.( محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٢٤١.)
[٣] - محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ١٠٣، ص ٢٧٩.
[٤] -« لَنْ يَجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبيلًا؛ خداوند هرگز بر[ زيانِ] مؤمنان، برايكافران راه[ تسلطى] قرار نداده است.»( نساء( ٤): ١٤١.)