اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢٣٠ - پيامدها
ج) تأدب به آداب اجتماعى
معمولًا پارهاى از جوانان از التزام به آداب اجتماعى طفره مىروند؛ چراكه گمان مىكنند اين التزام با آزادى عمل و خلاقيت انسان در تنافى است. اما بايد دانست تقيد به آداب اجتماعى، جلوه ظاهري يا صورت بيرونى اخلاق بهشمار مىرود. درواقع بهجهت تأثير متقابل ميان ظاهر و باطن،[١] آدابْ امتداد طبيعى اخلاق است. شايد از همينروست كه در نظام ارزشى اسلام بسيارى از آموزهها مربوط به آداب است. از اينرو بىگمان با تقيد به آداب و قالببندى رفتار، مسير تربيت كوتاه و هموار خواهد شد.[٢]
پيامدها
رعايت آداب اجتماعى سبب ايجاد روابط پايدارتر، عميقتر، صميمىتر و مؤثرتر ميان افراد جامعه و بهطور كلى موجب رشد ارزشهاى انسانى مىگردد. بنابراين بدون ادب اجتماعى زمينه بسيارى از پيوندهاى اجتماعى برداشته خواهد شد.
همچنين تأدب به هريك از آداب، انسان را بهنوعى در نظر ديگران زيبا و آراسته مىكند؛ چنانكه امام على (ع) مىفرمايد:
آداب همانند لباسهايى فاخرند كه نوبه نو مىشوند.[٣]
از سويى ديگر، رعايت آداب پسنديده فردى و اجتماعى سبب مىگردد فرد در نزد ديگران پرقدرتر شود و حتى مسئوليتهاى مهم بدو سپرده شود. اميرمؤمنان (ع) چنين فرمود:
انسان خالى از ادب و بازىگوش به رياست نمىرسد.[٤]
همچنين از آنجا كه تأدب به آداب اجتماعى، پرجاذبه است، بستر خوبى براى الگوسازى عملى فراهم مىكند.
[١] - بنگريد به: خسرو باقرى، نگاهى دوباره به تربيت اسلامى، ص ٢٢، ٢٣، ٦٩ و ٧٧.
[٢] - نقش ادب در تربيت چنان است كه از تربيت به تأديب ياد شده است.
[٣] - الآداب حلل مجدده.( عبدالواحد تميمىآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ٥٠٧١.)
[٤] - لايرأس من خلا عن الادب و صبا الى اللعب.( همان، ح ٥٠٦٩.)