اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٩٢ - ب) محبت
راهكارها
توكل در بستر بينش توحيدى زاييده مىشود. درواقع راه رسيدن به توكل، ايجاد شناخت و معرفت و يا اصلاح بينش است.
البته اين بينش بايد از ساحت عقل و انديشه به ساحت جان بار يابد و در قلب انسان فرونشيند. براى اين منظور راههايى چند مؤثر است: تأمل در آيات و رواياتِ مربوط به فضيلت توكل، تفكر در قدرت و عظمت الاهى و حضور فراگير او در عالم، مطالعه تاريخ براى دريافتن حضور خدا در رخدادهاى تاريخى، مطالعه احوال متوكلان، تحميل توكلْ بر نفس و تن دادن به لوازم آن و نيز معاشرت با افراد متوكل.
بديهى است حفظ توكل نيز مراقبت مداوم در تمام صحنههاى زندگى را مىطلبد.
ب) محبت
در قرآن كريم مىخوانيم:
و برخى از مردم در برابر خدا همانندهايى [براى او] برمىگزينند و آنها را چون دوستى خدا، دوست مىدارند، ولي كساني كه ايمان آوردهاند، به خدا محبت بيشترى دارند. اگر ظالمان آنگاه كه عذاب را ببينند، مىديدند كه تمام نيرو [ها] از آنِ خداست و خدا سختكيفر است [از كردار خود پشيمان مىشدند].[١]
عشق نوعى شيفتگى و بىقرارى نسبت به چيزييا كسى است و عاشقى نيز قرين نوعى مستى و ناهشيارى و بىخودى است. در آغاز، پرسش اين است كه آيا مىتوان به خدا نيز عشق ورزيد؟
در عشقورزى با خدا ترديدهايى وجود دارد: برخى آن را نه ممكن و نه مطلوب دانسته و ادعاى عشقورزى با خدا را بىبنياد شمردهاند. پارهاى نيز گفتهاند محبت كه وصفى شهوانى است، تنها به ماديات تعلق مىگيرد و به همينرو درباره خداوند بىمعناست و اگر در پارهاى آيات يا روايات نيز بهكار رفته، منظور از محبت خدا، اطاعت اوست كه همان انجام اوامر و
[١] -« وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كحُبِ اللهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ يَرَي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ.»( بقره( ٢): ١٦٥.)