اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١١٨ - براى تأمل و پژوهش
يكى ديگر از راهكارهاى زدودن خودفراموشى و مبارزه با خودفريبى، ياد خداست بىگمان با شناختن خداست كه عالم و اجزاى آن به درستى در جايگاه خود شناخته مىشوند و حقيقت انسان و جايگاه واقعى او در عالم هستى نيز آشكار مىگردد. كسانى كه خدا را فراموش مىكنند، از خود غافل مىشوند و خود را از ياد مىبرند١ و از اين سو نيز كسانى كه خدا را ياد مىكنند، به خودآگاهى مىرسند. آگاهى انسان به خدا همان آگاهى او به خودش است و بلكه انسان تنها وقتى مىتواند به خودش آگاه باشد كه به خدا آگاه گردد.
يكى ديگر از راهكارهاى مبارزه با خودفراموشى ياد مرگ است. ساحره پير دنيا به هزار افسون آدمى را در چنبره جادوى خود به گونهاى طلسم مىكند كه او مىپندارد به موجود ديگرى بدل شده است. اما ياد مرگ به ناگاه آدمى را نسبت به وجود شر و جايگاهش در دنيا بصيرت مىبخشد.
ب) وسوسهپذيرى و ضعف اراده انديشهها و خيالاتى كه از دل مىگذرد، اگر نكوهيده باشد و ميل به بدى را برانگيزد، وسوسه و اگر پسنديده باشد و به نيكى فراخواند الهام ناميده مىشود. امام صادق عليه السّلام فرمود:
قلبى نيست، مگر اينكه دو گوش در آن گشوده شده كه بر يكى فرشتهاى راهنما و بر ديگرى شيطانى فتنهانگيز سخن مىگويد.٢
وسوسه با فعاليت و هم صورت مىگيرد. و هم، عقل فروافتاده است؛ زيرا مفاهيم معقول و مطلق نظير زيبايى، محبوبيت، لذت و سرور را به صورتهاى ذهنى برگرفته از ساده نسبت مىدهد و چنان مىنماياند كه گويى زيبايى مطلق در امور مادى است.
وسوسه با كمك و هم فضاى تعقل را غبارآلود مىكند و وعده فريبنده كامجويى و بهرهمندى بىقيد و شرط مىدهد و آرزوهاى بزرگ را از ياد برده، توان بىگرفتن آنها را از
(٦) است.» (مزمل (٧٣):٦.)
(١) . «نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ؛ خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خودفراموشى كرد.» (حشر (٥٩):١٩.)
(٢) . ما من قلب إلاّ و له أذنّان على إحداهما ملك مرشد و على الأخرى شيطان مفتن. (محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٣، ص ٢٦٦.)