اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٤١ - قرب به خدا
همانگونه كه موظف به خودشناسى، خودآگاهى و خودسازى فردى است، مىبايد به خودشناسى، خودآگاهى و خودسازى اجتماعى نيز بپردازد. به سخنى ديگر، آدمى به همانسان كه بايد از ظرفيتها، دارايىها، فرصتها، نيازها، استعدادها، بايستهها، وظايف و كاستىهاى خود آگاهى داشته باشد، به عنوان يكى از اعضاى پيكره اجتماع نيز مىبايد بر ارزش خود در حيات اجتماعى بيفزايد.
انسان به اقتضاى انسانيت خود موظف است براي رسيدن به هدفى بلند مسيرى را طي كند. اين هدف بلند همان حيات طيبه است كه بىشك تأمين كننده ارزش انسان در زندگى فردى است. از اين سو نيز او موظف به «حضور اجتماعى» است و به مقتضاى سرشت اجتماعى خويش، بايد در اجتماع زندگي كند. بهواقع كمال مطلوب انسان نيز در گرو همين زندگى اجتماعى رقم مىخورد و با حضور در ميدان اجتماع دستيافتني است. حال به تفصيل به اين دو بعد مىپردازيم.
١. مقصد رشد و ارزش انسان در حيات فردى
پيامبران و اولياى الاهي كه به مقصد عالي كمال رسيدهاند، پس از بازگشت از اين سفر معنوى مىگويند انسان مىتواند از مرتبه فرشتگان بالاتر رود و به خدا نزديكتر شود و به «قرب» خدا برسد. در اين فصل مفهوم «قرب» و «حيات طيبه» انسانى را برمىرسيم.
قرب به خدا
در قرآن و روايات آخرين مقصد حركت انسان «قرب به خدا» معرفى شده است. درك بهتر مفهوم تقرب اهميت بسيار دارد؛ زيرا هم بر شناخت ما از خود و جايگاه والايمان در نظام جهان مىافزايد و هم به ما انگيزه بيشترى براى حركت مىبخشد.[١]
[١] - شناخت ما از اشيا مراتب مختلفى دارد. ما با ابزارهاى ادراكى متفاوت مىتوانيم پديدهها را در سطوح مختلف بشناسيم. كسى كه توصيف آتش را مىشنود و با مفهوم آتش در آغاز آشنا مىشود، اگر آتش را ببيند، در سطح ديگرى آتش را شناخته است و اگر در آتش قرار گيرد و بسوزد، براى او درك عميقترى از آن حاصل مىشود.
البته ما ابزار درك برخى از حقايق را نيز نداريم. مثلًا وقتى از فرشتگان مقرب خدا سخن مىرود، موجودى لطيف و زيباروى با بال و پرى سفيد را تصور مىكنيم كه براى آوردن وحى، كتابچهاى را از آسمان به زمين مىآورد و بر سينه پيامبرخدا( ص) رها مىسازد. اين تلقى نادرست به جهت انس ما با موجودات مادى و فاصله فراوان ما از حقايق فرامادى است. از همينرو، همه آن مفاهيم را به تجربيات مادى خود بازمىگردانيم. اكنون اگر علم به حقايق پنهان عالم و درك مفاهيم فراطبيعى را ضرورى مىدانيم، براى رسيدن به آن بايد ابزارهاى ادراكى خود را گسترش دهيم و با رشد وجودى خود، از مرحله حس به مرحله عقل و از مرحله عقل به مرحله شهود منتقل شويم.