اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٠٤ - ج) توسعه دانايى و شكوفايى علمى
امام صادق (ع) مىفرمايد:
قرار گرفتن اموال مردم در دست انسان ظالم بدكار- كه حقوق عمومى را در آنها رعايت نمىكند- هم دين و هم ملت را فنا مىسازد.[١]
همچنين امام كاظم (ع) در ريشهيابى فقر و حرمان تودههاى مستضعف، ظلم را عامل اصلى بينوايي آنان مىشمارد:
اگر در ميان مردمان به عدالت رفتار مىشد، بىترديد همگان مستغنى مىشدند و به رفاه مىرسيدند.[٢]
ج) توسعه دانايى و شكوفايى علمى
براى رسيدن به جامعهاى پيشرفته، قدرتمند، پرنشاط، پاكيزه و امن- كه در آن ضريب اميد به آينده بالاست- به عنصرى كاملًا بنيادى نيازمنديم و آن علم و دانايى است. جامعهاى كه در آن دانايى نباشد، فقير بوده و هرقدر عوامل زورمندى را در خود گردآورده باشد، ضعيف است. بىترديد بزرگترين ثروت، «دانش» و برترين قدرت، «آگاهى» است. پيشرفت مادى و تعالى معنوى جامعه، با توسعه دانايى و شكوفايى علمي ارتباطى تنگاتنگ دارد؛ چنانكه در احاديث اهلبيت (عليهم السلام) آمده است كه علم منشأ همه خيرات و نعمات است.
حال پرسيدنى است چه موانعى جامعه را از توسعه دانايى و شكوفايى علمى بازمىدارد؟ به نظر مىرسد دراين باره پيش و بيش از موانع تاريخى، اقتصادى و سياسى، نبودِ منابع انساني كارآمد و باكفايت عاملى اثرگذار است.
شكوفايى علمى جامعه در گرو ميزان بهرهمندى اعضاى آن جامعه از تخصصهاى علمي است. شهروندان دانشمند و آگاه، جامعهاى علمْ بنياد را بنا مىنهند و آن را به توسعه علمى و فنى مىرسانند، اما نكته مهم اين است كه رسيدن به قله دانشورى و ورود به جرگه علما و حكما پيشنيازهايى مىطلبدكه مهمترين آنها «شايستگى اخلاقى» است. بىگمان يك
[١] - فَإنَّ مِنْ فَنَاءِ الْإِسْلَامِ وَ فَنَاءِ الْمُسْلِمِينَ أَنْ تَصِيرَ الْأَمْوَالُ فِي أَيْدِي مَنْ لَا يَعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ لَا يَصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ.( محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٤، ص ٣٢.)
[٢] - لَوْ عُدِلَ فِي النَّاسِ لَاسْتَغْنَوْا.( همان، ج ١، ص ٥٤١.)