اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢٨ - ساحت ها و قواى نفس
اين دو قوه به سبب حرص و زيادهطلبىهاى مستمر خود، در صورتي كه مهار نشوند، به ترتيب به دو منبع مخرب شهوتپرستى و درندهخويى بدل مىگردند. كاركرد نيروى عقلانى (قوه عاقله) آگاهى از حقايق و تشخيص خير و شر است. قوه عاقله درپى آن است كه هريك از قوا را از سركشى و مرزشكنى بازدارد و ميان آنها تعادل برقرار نمايد؛ آنگونه كه نيروى غضب را بر شهوت مسلط كند و حرص و زيادهخواهى آن را مهار نموده، مكر و اوهام شيطانى را با تدبير خود از ميان ببرد.
با رشد طبيعى انسان، اين قوا در او كاملتر مىگردد. حكماى مسلمان معتقدند همانگونه كه در فرايند رشد طبيعى انسان قوه شهويه پيش از قوه غضبيه، و قوه غضبيه نيز پيش از قوهعاقله فعال مىشود، در مقام تربيت نيز بايد تربيت قوه شهويه را بر قوه غضبيه، و قوهغضبيه را نيز بر قوه عاقله مقدم داشت.[١]
حكما چهار فضيلت حكمت، شجاعت، عفت و عدالت را ريشه فضايل انسانى مىدانند؛ چراكه اينها از تعديل هريك از قواي سهگانه عاقله، شهويه و غضبيه حاصل مىشوند.
حكمت، اعتدال قوه عاقله و تهذيب آن است و شجاعت، اعتدال و تهذيب قوه غضب، و عفت نيز عبارت است از اعتدال قوه شهوت و تهذيب آن. خروج هريك از قوا از اعتدال، ميل آن به حالت افراط يا تفريط است. از اين جهت، ما با هشت رذيلت روبهروييم: عفت در ميانه افراط و تفريطِ شره و خمود قرار دارد؛ شجاعت حد اعتدال ميان تهور و ترس است؛ حكمت حد وسط جُرْبُزه و بَلَه، و عدالت نيز ميانه ظلم و انظلام است.
اميرمؤمنان (ع) فرموده است:
خداى متعال در فرشتگان عقل را بدون شهوت قرار داد و در حيوانات شهوت را بدون عقل، اما فرزندان آدم را از تركيب عقل و شهوت آفريد. پس كسي كه عقلش بر شهوتش غلبه يابد، از فرشتگان برتر است و كسي كه شهوتش بر عقلش چيره شود، از بهايم بدتر است.[٢]
[١] - بنگريد به: احمد بن محمد بن مسكويه، تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق، ص ١٥.
[٢] - إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ رَكبَ فِي الْمَلَائِكةِ عَقْلًا بلَا شَهْوَةٍ وَ رَكبَ فِي الْبَهَائِمِ شَهْوَةً بلَا عَقْلٍ وَ رَكبَ فِي بَني آدَمَ كلْتَيهمَا فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَيرٌ مِنَ الْمَلَائِكةِ وَ مَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهَائِم.( محمد بن على بن بابويهقمى، علل الشرائع، ج ١، ص ٤.)