اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢٢٥ - راهكارها
گسترش عدالت نيز ضمن ارتقاى سطح اخلاق، دين را نيز در جامعه مىگستراند و زمينه را براى اجراى حدود و احكام الاهى مهيا مىكند. اميرمؤمنان (ع) فرمود:
خداى سبحان عدالت را سبب استحكام بنيانهاى جامعه و پيرايش از ستمها و گناهان و مجد و عظمت اسلام قرار داده است.[١]
عدالت در سطح رهبرى و مديريت خرد و كلان جامعه موجب حيات اجتماعى مىگردد.[٢] فرمانها و فرمان بردارى هاى عادلانه، زمينه ظلم و فساد را از ميان مىبرد و زمينه زندگى واقعى و حيات سالم مادى و معنوى را در جامعه فراهم مىآورد و از سويى سبب ثبات و انسجام امور حكومت مىشود.[٣] عدالت در اين سطح، مصاديق بسيارى دارد؛ ازجمله قانونگذارى عادلانه، در نظر گرفتن شايستگىها در رد و قبول مسئوليتها و نيز تخصيص صحيح منابع و فرصتها.
راهكارها
بىترديد رعايت حقوق ديگران و عدالتورزى در ميان آنان، بدين امر بستگى دارد كه انسان عدالت را باور داشته و آن را از ابتدا در خود نهادينه كرده باشد. از ديگر سو، بىشك بيش از همه، اين خود انسان است كه براى خودش خيرخواهى و دلسوزى مىكند و اگر او به خود ستم روا دارد و زمام امورش را بهدست نفس خطاپيشه (دشمنترين دشمنان)[٤] بسپارد، در قبال ديگراني كه گاه هيچ شناخت و رابطه عاطفى با آنها ندارد، ستمكارتر خواهد بود. اميرمؤمنان (ع) مىفرمايد: «چطور با ديگران به عدالت رفتار كند كسي كه به خويشتن ظلم روا مىدارد؟»[٥]
درواقع ظلم به نفس نشاندهنده عدم تعادل قوا در وجود آدمى است كه نتيجه طبيعى آن بسنده نكردن انسان به حق خويش و تعدى به حقوق ديگران براى ارضاى خواستههاى
[١] - جعل الله سبحانه العدل قواماً للانام و تنزيها من المظالم و الآثام و تسنيه للاسلام.( همان، ح ١٦٩٧.)
[٢] - العدل حياة.( همان، ح ١٦٩٩.)
[٣] - العدل نظام الإمره.( همان، ح ٧٧٤٩.)
[٤] - اعدي عدوك نفسك التي بين جنبيك.( ابنفهد حلي، عده الداعي و نجاح الساعي، ص ٣١٤.)
[٥] - كيف يعدل في غيره من يظلم نفسه.( عبدالواحد تميميآمدي، غرر الحكم و درر الكلم، ح ١٠٣٩٦.)