اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢١٤ - ج) بى مبالاتى در آداب معاشرت
براى درمان عملى تكبر نيز بايد رفتار متواضعانه را بر خود تحميل نمود. خانه، محله، مدرسه، محل كار و محيط اجتماع بسترهاى خوبى براى تمرين تواضعاند. در احوال پيامبراكرم (ص) آمده است كه ايشان لباس خويش را وصله و كفش خود را پينه مىزد و گوسفندان را بهدست خود مىدوشيد.[١] او با بندگان و غلامان غذا مىخورد و نيازهاى زندگىاش را از بازار تهيه و تا خانه حمل مىكرد. وى در سلام همواره پيشى مىگرفت و هرگز كار شخصى خود را بر ديگران تحميل نمىنمود. بىگمان همه اين رفتارها برخاسته از روح متواضع ايشان است.
ج) بىمبالاتى در آداب معاشرت
بىترديد انسان موجودى اجتماعى است كه مىخواهد با ديگران مأنوس و مرتبط باشد. دين اسلام نيز در راستاى همين نياز فطرى از عزلت و رهبانيت نهى فرموده و بر معاشرت با يكديگر تأكيد كرده است.
آداب معاشرت را نمىتوان با اخلاق يكى دانست؛ زيرا اخلاق عبارت است از ملكات راسخ روحى، و آداب نيز هيئتهاى پسنديدهاى است كه اعمال آدمى بدانها متصف مىگردد. ازسويى اتصاف روح به اخلاقيات و اتصاف عمل به آداب نيز متفاوتاند؛[٢] بدين بيان كه آداب معمولًا قالب و ظرفى براى تحقق اخلاق بهشمار مىرود، اما اخلاق تابع ثوابت فطرى و ساختار روحى و روانى انسان است و در حقيقت ريشه دارد. درواقع آداب تابع ريختشناسى اجتماعى و انسانشناسى فرهنگى (مانند جغرافيا، تاريخ، نژاد و آب و هوا) و نيز تابع سليقههاى زيبايىشناختى و سنن بومى- اقليمى است.
اين نيز ناگفته نماند كه آداب اجتماعى معمولًا به سازمان اجتماع باز مىگردد و حاصل نوعى توافق جمعى است. در حوزه آداب، زماني يك عمل نادرست تلقى مىشود كه توافقىاجتماعى زير پا نهاده شود، اما تخلفات اخلاقى هميشه نادرستاند، هرچند هيچ توافق اجتماعى نيز در كار نباشد. به همينرو تخلف اخلاقى نسبت به تخلف از آداب اجتماعى،
[١] - همان، ص ٩٦؛ نيز بنگريد به: محمدحسين طباطبايى، سنن النبى، ص ٥٦- ٤١.
[٢] - بنگريد به: همو، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٦، ص ٢٧٥- ٢٧٣.