اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢٤٣ - ج) استكبارستيزى
قرآن كريم در بيش از چهل مورد، از ويژگىهاى روانى، جايگاه اجتماعى و انگيزههاى جاهطلبانه و زراندوزانه مستكبر ياد كرده است. از منظر قرآن، مستكبران بدون برخوردارى از معيارهاى فضيلت، خود را برتر و بزرگوارتر از ديگران مىشمارند و در اين ادعا به ملاكهاى جاهلانه مانند قدرت و ثروت تكيه مىزنند. آنها با استفاده از زور و تزوير و با شيوههاى گوناگون تحميل و تحميق، مردم را به راهي كه خود مىپسندند، مىكشانند و آنان را به فرمانبرى بىچون و چرا وامىدارند.[١]
مستكبران با تسلط بر جامعه جاهلى، قدرت سياسى و اقتصادى را در دست مىگيرند و براى تداوم به اين بهرهكشى ستمگرانه فرهنگ و عقيده حاكم را در دست مىگيرند و با شيوههاى گوناگون در مردم تفكرى منفعل و سلطهپذير را پديد مىآورند. آنان براى حفظ اين امتيازات با هر دعوت آگاهىبخش و روشنگرى مىستيزند.
چنانكه در فصول پيشين گفته شد، مقتضاى توحيد عملى نفى طاغوت است:
خداوند سرور كسانى است كه ايمان آوردهاند؛ آنان را از تاريكىها به سوى روشنايى بهدرمىبرد، و [لى] كساني كه كفر ورزيدهاند، سرورانشان [همان عصيانگران] طاغوتاند كه آنان را از روشنايى به سوى تاريكىها بهدرمىبرند. آنان اهل آتشاند كه خود در آن جاوداناند.[٢]
[١] - بنگريد به: علي خامنهاي،« روح توحيد نفي عبوديت غيرخدا»، ديدگاههاي توحيدي، ص ٧٦.
[٢] -« اللهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنْ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّورِ وَالَّذِينَ كفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمْ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنْ النُّورِ إِلَي الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِك أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ.»( بقره( ٢): ٢٥٧.)؛« الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبيلِ اللهِ وَالَّذِينَ كفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كيْدَ الشَّيْطَانِ كانَ ضَعِيفًا؛ كسانيكه ايمان آوردهاند، در راه خدا كارزار مىكنند و كسانيكه كافر شدهاند، در راه طاغوت مىجنگند. پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان[ درنهايت] ضعيف است.»( نساء( ٤): ٧٦.)؛« وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كلِ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَي اللهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كيْفَ كانَ عَاقِبَةُ الْمُكذِّبِينَ؛ و در حقيقت در ميان هر امتى فرستادهاى برانگيختيم[ تا بگويد:] خدا را بپرستيد و از طاغوت[ فريبگر] بپرهيزيد. پس، از ايشان كسى است كه خدا[ او را] هدايت كرده و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است. بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد فرجام تكذيبكنندگان چگونه بوده است.»( نحل( ١٦): ٣٦.)؛« أَلَمْتر إِلَي الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بمَا أُنزِلَ إِلَيْك وَمَا أُنزِلَ مِنْ قَبْلِك يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكمُوا إِلَي الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكفُرُوا بهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا؛ آيا نديدهايكسانى را كه مىپندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و[ به] آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان آوردهاند؟[ با اين همه] مىخواهند داورى ميان خود را به سوى طاغوت ببرند، با آنكه قطعاً فرمان يافتهاند كه بدان كفر ورزند، و[ لى] شيطان مىخواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد.»( نساء( ٤): ٦٠.)