اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٩٤ - راهكارها
با مَركب نيرومند و راهوار عشق به سوى خدا پرواز نمود.[١]
پيامدها
عشق به خدا سبب معرفت به او مىشود، از اينرو عاشقان حقيقى خدا را «عارف» ناميدهاند. عاشقان، از خداوند و جهان شناختى ويژه دارند: خدا را در همه چيز ديدن و جز او همه را هيچ دانستن، تنها او را غنى شمردن و همه را جز او فقير ديدن و نيز خدا را عزيز يافتن و جز او همه را خوار و بىمقدار بازشناختن.
اين برداشت در نظام عاطفى و رفتارى عاشق آثارى خاص درپى دارد: جز از خدا مدد نگرفتن، حاجت پيش ارباب دنيا نبردن و نيز خود را تنها وامدار او دانستن. عاشق واقعى خدا ايثارگر است و از نان و نام و هرآنچه رنگ تعلق پذيرد، مىگذرد و از اين سو خداوند نيز شكور، يعنى قدرشناس بنده خويش است:
|
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن |
كه خواجه خود روش بندهپرورى داند |
|
راهكارها
اولين گام براي دستيابى به محبت خدا معرفت اوست. اگر صفات جمال و جلال و كمالات خداوند را نشناسيم، محبت در دل جاى نخواهد گرفت. از سويى ديگر، يادآورى مستمر نعمات خدا نيز سبب فزونى محبت مىگردد. رسول اكرم (ص) مىفرمايد:
خداى متعال به داود پيامبر فرمود: مرا دوست بدار و در جان مردمان محبوب گردان. داود گفت: پروردگارا! من خود، تو را دوست مىدارم، اما چگونه تو را پيش مردم محبوب گردانم؟ خداى متعال فرمود: نعمتهاى مرا به آنها يادآوريكن تا دوستدار من شوند.[٢]
از ديگر سو بايد موانع محبت الاهى را نيز از ميان برداشت. بىشك محبت دنيا مانع
[١] - بنگريد به: محمدحسين طباطبايي، اصول فلسفه و روش رئاليسم، مقاله چهاردهم.
[٢] - پيامبر اكرم( ص) فرمود:« قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِداودَ( ع): أَحبِبني وَ حَبِّبني إِلي خَلقي، قالَ: يا رَبِ نَعَم أَنَا أُحِبُّك فَكيفَ أُحَبِّبُك إِلي خَلقِك؟ قالَ أُذكر أَيادِي عِندِهُم فَإِنَّك إِذا ذَكرتَ لَهُم ذلِك أَحَبّوني.»( قطبالدين راوندي، قصصالانبياء، ص ٢٠٥.)