اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٩٦ - ج) رضا و تسليم
سپرده و خود را در اختيار او نهاده و تنها آن مىكند كه دوست مىخواهد. البته در مرتبت بعد به نتيجه نيز راضى و خشنود است.
بنابراين مىتوان براى رضا و تسليم اين مراتب را در نظر گرفت:
١. مرتبه ابتدايي كه بنده از آنچه خدا برايش مقدر كرده، كراهت قلبى نداشته باشد؛
٢. مرتبه متوسط كه بنده ميل خود را با خواست خدا همسو كند و همان بخواهد كه خدا مىخواهد؛
٣. مرتبه عالي كه ميل بنده هرگز مطرح نيست و بنده خود را درخواست خدا محو و فاني كرده است.
كسي كه خداى خود را عالِم به نيازهاى بندگان، قادر به رفع نيازهاى آنها و از سويى مهربان مىشناسد، يقين دارد كه سپردن اختيار بهدست چنين خدايى، براى بنده جز خير بههمراه ندارد. وقتى انسان همه وجود خود را از خالق مىداند و دريافته كه خدا علت هستىبخش اوست، خويش را بهتمامى در اختيار او قرار مىدهد. اينچنين است كه بنده به مقام تسليم نايل مىگردد و يكسره درپى بندگى و عبوديت و طاعت خدا، ميل خود را در خواست او فانى مىكند. بنابراين بالاترين درجه تسليم و رضا پايبندى به شريعت است. اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد:
براى اثبات ايمان هر انسان به تسليم شدن او [در برابر تقديرات الاهى] و فرمانبردارى اش استدلال مىشود.[١]
خشنودى خداى سبحانه با فرمانبردارى او همراه است.[٢]
بندهاى كه به خداى خود اعتمادى كامل دارد و همه مقدرات را خير مىداند، در ابتلائات تنها اراده خدا را مىبيند. رسول اكرم (ص) مىفرمايد: «بهراستيكه بلاى بزرگ، اجر بزرگ دارد و هرگاه خدا بندهاى را دوست دارد، بلاى بزرگ به او مىدهد. هركه خشنود باشد، خدا از او خشنود است و هركه از بلا خشم گيرد، خدا بر او خشم گيرد.»[٣]
[١] - يستدَلّ علي ايمان الرجل بالتسليم و لزوم الطاعة.( عبدالواحد تميميآمدي، غرر الحكم و درر الكلم، ح ١٣٦٠.)
[٢] - رضي الله سبحانه مقرون بطاعته.( همان، ح ٣٤٢٨.)
[٣] - إِنَّ عَظِيمَ الْبَلَاءِ يُكافَأُ بهِ عَظِيمُ الْجَزَاءِ فَإِذَا أَحَبَّ اللهُ عَبْداً ابْتَلَاهُ بعَظِيمِ الْبَلَاءِ فَمَنْ رَضِيَ فَلَهُ عِنْدَ اللهِ الرِّضَا وَ مَنْ سَخِطَ الْبَلَاءَ فَلَهُ عِنْدَ اللهِ السَّخَط.( محمد بن يعقوب كليني، الكافي، ج ٢، ص ٢٥٣.)