اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢١ - گستره دانش اخلاق
اختيار، امكان داورى اخلاقى وجود ندارد.[١]
محمول گزاره اخلاقى نيز يكى از اين چهار مفهوم ارزشگذار است: خوب و بد، درست و نادرست، بايد و نبايد، حق و وظيفه.[٢]

نمودار ساختار یک گزاره اخلاقی
هرگاه فهرستى از افعال خوب و بد و نيز فضايل و رذايل فراهم آيد، سيماى انسان مطلوب مشخص مىشود. درواقع مجموعه گزارههاى اخلاقى، نظام مطلوبيتها و قله نهايى حركت انسان را معين مىكند.[٣]
گستره دانش اخلاق
رابطه انسان برحسب طرف رابطه، به چندگونه شكل مىگيرد: رابطه با خالق و رابطه با مخلوق. رابطه با مخلوق نيز يا با خود است و يا با ديگرى، و آن ديگرى نيز يا انسان است و يا موجودى غيربشرى. بر اين اساس، علم اخلاق مشتمل بر چند حوزه خواهد بود: اخلاق بندگى، اخلاق فردى، اخلاق اجتماعى و اخلاق زيستمحيطى.
مراد از اخلاق بندگى، هنجارها و ناهنجارهايى مانند ايمان، خوف، توكل، كفر، سركشى و بىاعتمادى به خداست كه به رابطه انسان و خدا مربوط مىشود. اخلاق فردى نيز ارزشهاى اخلاقى مربوط به حيات فردى انسانهاست كه آدمى را فارغ از رابطه با غير در نظر مىگيرد؛ مانند فضيلتهاى صبر، حكمت و حزم و رذيلتهاى پرخورى، شتابزدگى و سبكمغزى.
اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم(عليزاده، مهدى)، ص: ٢٢
همچنين مراد از اخلاق اجتماعى، ارزشها و ضدارزشهاى حاكم بر رابطه فرد با ساير انسانهاست؛ همچون عدل و احسان يا حسد و تكبر.[٤] اخلاق زيستمحيطى نيز احكام ارزشى حاكم بر مناسبات انسان با طبيعت (گياهان، حيوانات، مراتع، جنگلها و آبها) را بيان مىكند. بنابراين حوزههاى اصلى دانش اخلاق بدين قرار خواهد بود:
ارزش های
های حاکم بر روابط انسان ها با خالق
مخلوق خود اخلاق بندگی
اخلاق فردی
![]()
غیر خود انسان اخلاق اجتماعی
اخلاق زیست محیطی ٢
غیر انسان
تربيت اخلاقى
تربيت اخلاقى، فرايند درونى سازي ارزش هاى اخلاقى و شكلگيرى شخصيت انسان براساس ويژگىهاى انسان كامل است. اين نوع تربيت، مسير گذار از وضعيت موجود (دامنهاى كه مبدأ حركت انسان است) به سوى قله كمال را بازمىنمايد و آدمى را چنان راه مىبرد تا سيماى آرمانى انسان اخلاقى را در لوح وجود خويش نقش كند. تربيت اخلاقى تحقق عينى همه آموزههايى است كه دانش «اخلاق»، آدمى را بدان فرامىخواند. درواقع اخلاق مقصد و غايت حركت انسان را مىنماياند؛ درحالي كه «تربيت اخلاقى» قواعد حركت انسان بدان سو را نشان مىدهد. به تعبيرى ديگر، اخلاق پرسش از ماهيت ارزشها، و تربيت نيز پرسش از كيفيتِ دستيابى بدان را پاسخ مىگويد.[٥]
[١] - گاه از اين امور اختيارى به« هستيهاى مقدور» نيز ياد مىشود.
[٢] - بنابر مبانى مختلف در مكاتب فلسفه اخلاق، ملاك اين خوبى و بدى متفاوت است و براساس پيامد عمل، وظيفه، فضيلت يا قرارداد تعيين مىشود.
[٣] - گفتنى است ميان اخلاق و گروه ديگرى از هنجارهاى اجتماعى كه بهعنوان آداب شناخته مىشوند، تفاوتى بنيادين وجود دارد.( براى آگاهى بيشتر بنگريد به: فصلهاى ١٣ و ١٤.)
[٤] - در اين كتاب دو واژه ارزش و هنجار در يك مفهوم به كار مىرود، از اينرو تفكيك مورد نظر در علوم اجتماعى ميانValue وNorm مورد نظر نيست.
٢. باید داست در اسلام اخلاق فردی- اجتماعی و زیست محیطی نیز جملگی صبغه الاهی داشته و متاثر از رابطه محوری انسان با خدایند.
[٥] - در مباحث تربيتى، مصاديق خوب و بد مطرح نيست و به مباحث اخلاقى يا فلسفه اخلاقى وارد نمىشويم. درواقع ما خوبها و بدها و بايستهها و نابايستهها را از اخلاق( بهصورت اصل موضوع و پيشفرض) دريافت مىكنيم و هدفِ حركت قرار مىدهيم، پس از آن، علم تربيت از چگونگى دستيابى به آن اهداف بحث مىكند.