اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٧٠ - ب) توان
ب) توان
يكى ديگر از امكانات رشد و شرايط تكليف، «توان» است. كه با از ميان رفتن آن، تكليف نيز ساقط مىشود. بنابراين، مسئوليت آدمى همواره محصور در دايره «توانايى» اوست. مراد از توان، تنها نيروى بازو و قدرت بدنى نيست، بلكه نيروى فكرى، عادات و توانمندىهاى روحى، ابزار و وسايل، همكار و همراه (نيروى انسانى)، قوانين و فرهنگ عمومى و بهطور كلى مجموعه امكانات مادى و معنوى را دربرمىگيرد.
البته ما همواره با محدوديت روبهروييم. براى مثال، بسيارى از كارها را بهجهت نداشتن سرمايه مالى نمىتوان انجام داد. همچنين گاه عادات، فرهنگ عمومى و يا نبودِ فرصت كافى، هريك بهگونهاى توان عملى ما را سلب مىكنند، اما با اين همه، آدمى از اختيار و توان تهى نمىشود. از اينرو، ما به همان اندازه كه مىتوانيم، مسئوليم.
قرآن كريم همسر نوح و همسر لوط را نمونه اعلاي كفر مىشناسد؛ زيرا آنها تحتنظر دو پيامبرخدا بالاترين دارايي و امكانات براى رشد معنوى را در اختيار داشتند، اما از آن بهرهاى نبردند. از اين سو نيز از منظر قرآن، آسيه همسر فرعون مؤمنِ نمونه و ضربالمثل ايمان است؛ چه او در بدترين شرايطِ رشد معنوى و در فقر شديدِ امكانات، ارتباط خود را با خدا حفظ كرد و بيشترين بهره انسانى را براى خود فراهم آورد.[١] قرآن كريم در وصف فرعون مىگويد:
او قومش را ذليل و زبون داشت و تحقير كرد، تا همه، مطيع او شدند.[٢]
[١] -« ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنيَا عَنْهُمَا مِنْ اللهِ شَيْئاً وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ^ وَضَرَبَ اللهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِ ابْنِ لِي عِنْدَك بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّني مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّني مِنْ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ خدا برايكسانيكه كفر ورزيدهاند، زن نوح و زن لوط را مَثَل آورده[ كه] هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آنها خيانت كردند، و كارى از دست[ شوهران] آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد: با داخلشوندگان داخل آتش شويد، و برايكسانيكه ايمان آوردهاند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده؛ آنگاه كه گفت: پروردگارا! پيش خود در بهشت خانهاى برايم بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر بِرَهان.»( تحريم( ٦٦): ١٠ و ١١.)
[٢] -« فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ.»( زخرف( ٤٣): ٥٤.)