اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٤٣ - قرب به خدا
از آنجا كه غيرخدا از خود چيزى ندارد و هر كمالي كه آفريدگان خدا دارند، اصالتاً از آنِ خدا و متعلق به اوست، مىتوان دريافت كه انسان هرچه كاملتر و داراتر باشد، به خدا نيازمندتر و وابستهتر است؛ مانند دو كوره آتش كه يكي كوچك و ديگرى بسيار بزرگ است و هر دو به يك مخزن عظيم سوخت وابستهاند و با انتقال مقدارى از سوخت آن منبع و جريان يافتن در اين دو كوره، دو آتش كوچك و بزرگ روشن مىشود. بىترديد آتش پرحرارتتر و روشنتر به مراتب نياز بيشترى به منبع اصلى سوخت دارد تا آتش كوچكتر. به تعبيرى ديگر، انسان در يك صفت هرگز به خدا نزديك نمىشود و آن صفت غنا و استقلال است.
هرچه انسان بيشتر بتواند خدا را بنماياند و مظهريت بيشترى براى پروردگار داشته باشد، به خدا مقربتر است تا جايي كه انسان آينه تمامنماى او مىگردد؛ آنگونه كه هركس بدو نظر كند، خدا را ديده است. از آينه تمامنماى الاهى با اين عناوين ياد شده است: خليفه الله، المثل الاعلى (/ نمونه برتر)، اسم اعظم، مظهر تام، جلوه كامل، وجه تام و آيه كبرى.[١]
در دو حديث قدسى از قول خداوند آمده است:
بنده من! مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود گردانم. من به هرچه مىگويم بشو، مىشود. تو هم مانند من به هرچه بگويى بشو، مىشود.[٢]
فرزند آدم! من بىنيازى هستم كه هرگز محتاج نمىگردم. اوامر مرا اطاعت كن تا تو را نيز بىنيازى دهم. من زندهاى هستم كه مرگ ندارد. اوامر مرا اطاعت كن تا تو را نيز اينگونه گردانم. فرزند آدم! من به هرچه مىگويم باش، مىشود. اوامر مرا اطاعت كن تا تو را نيز اينگونه گردانم.[٣]
حال پرسيدنى است انسان بايد چه چيزي كسب كند تا به خدا شبيهتر گردد؟ مثلًا آيا
[١] - لا فرق بينك و بينها الا انهم عبادك و خلقك.( على بن موسى بن طاوس، اقبال الاعمال، زيارت ماه رجب، ص ٦٤٦.)
[٢] - عبدى، أطعنى حتى اجعلَك مثلى، أنا أقول للشيء كن فيكون، أجعلك تقول للشيء كن فيكون.( ملامحسن فيضكاشانى، علم اليقين فى اصول الدين، ج ٢، ص ٦١٠.)
[٣] - يابن آدم! أنا غنى لا افتقر، أطعنى فى ما أمرتك أجعلك غنياً لا تفتقر. يابن آدم! أنا حى لا أموت، أطعنى فى ما أمرتك، أجعلك حياً لاتموت. يابن آدم! أنا اقول للشيء كن فيكون، أطعنى فى ما أمرتك أجعلك تقول للشيء كن فيكون.( ابنفهد حلى، عده الداعى و نجاح الساعى، ص ٣١٠.)