اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٢٤ - براى تأمل و پژوهش
شدنش دورتر و بستهتر مىشود.١ اندوه برآمده از حرص براى از دست دادن دارايىها نيست، بلكه براى به دست نياوردن خواستههايى است كه هرگز پايان نمىپذيرد و فراموش نمىشود.
بسيارند زيادهخواهان نااميد و كمخواهانى كه روى نااميدى را نمىبينند.٢
راهكارها
بىگمان خصلت حرص، برآمده از بىاعتمادى به خداست؛ چنانكه امام على عليه السّلام فرمود:
همانا بخل و ترس و حرص، غرايز گوناگونى هستند كه ريشه آنها بدگمانى به خداى بزرگ است.٣
اعتماد به رزاقيت خدا ريشه حرص و طمع را مىسوزاند. انسان مؤمن يقين دارد خداوند همانگونه كه نياز كنونى او را برآورده، حاجت آيندهاش را نيز به موقع مرتفع مىكند. به همين رو، وى غم روزى آينده خود را ندارد و حرص نمىورزد.
از مهمترين اسباب مبارزه با آزمندى، توجه به اين حقيقت است كه روزى انسان مقدر و معلوم است و حرصورزيدن جز آنكه ارزش و منزلت شخص را فرومىشكند، در فزونى روزى تأثيرى ندارد.٤ البته بىشك براى تأمين معاش مىيابد اقدامى صورت گيرد، اما اين اقدام نبايد چنان بر گستره تلاشهاى آدمى سايه افكند كه او را از ساير وظايف باز دارد.٥
همچنين ياد مرگ، دنيا را در اندازه واقعى و يا قدر و منزلت حقيقى در نظر مىآورد. تصور
(١) . مثل الحريص على الدنيا كمثل دودة القزّ، كلما ازدادت من القزّ على نفسها لفا كان أبعد لها من الخروج حتى تموت غمّا. (محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ١٣٤.)
(٢) . كم من حريص خائب و بحمل لم يخيب، (عبد الواحد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ٦٦٤١.)
(٣) . فان البخل و الجبن و الحرص غرائز شتى يجمعها سوء الظن بالله، (نهج البلاغه، نامه ٥٣.)؛ على الشك و قلّه الثقة بالله مبني الحرص و الشح، (عبد الواحد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ١٠٧٠.)؛ كيف بتخلص من عناء الحرص من لم يصدّق توكلّه، (همان، ح ٣٨٨٩.)
(٤) . الحرص لا يزيد في الرزق و لكن يذلّ القدر. (همان، ج ٦٦١٥.)
(٥) . در بيانات امامان معصوم عليه السّلام از اين موضوع با عنوان «اجمال در طلب» ياد شده است چنانكه در روايتى مىخوانيم: «فاتقوا الله و أجملوا في الطّلب و لاّ يحمل أحدكم استيطاء شيء من الرزّق أن يطلبه بغير جلّه فإنّه لا يدّرك ما عند الله إلاّ بطاعته.» (محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٧٤.)