اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٨٨ - ز) خلاقيت
داشت. نياز به خداى بخشنده مهربان، بىنهايت است و چشمههاى بىپايان و مدهوش كننده لذت در رابطهاى عاشقانه و عارفانه با او مىجوشد. اخلاق از آنروى كه رابطه انسان با پروردگار را تعالى مىبخشد، گنجينههاى كاميابى را در اختيار آدمى مىنهد.
ز) خلاقيت
كشف حقايق تازه و انجام كارهاى بىسابقه، ظرفيت و پذيرشى مىخواهد كه اخلاق در ايجاد و بالابردن آن مؤثر است.
آزاد شدن انرژىهاى سازنده روانى نيازمند برخوردارى از سلامت روحى است. فردي كه بر نفس خود چيره است، مىتواند ظرفيتهاى عظيم وجودى خود را بهخوبى شناسايى و مديريت كند.[١] رذايل نفسانى هريك بهگونهاى آرامش و دقتنظر را سلب مىكند؛ درحالي كه رشد خلاقيت در آدمى، بهشدت بدين عناصر نيازمند است.
خداوند، خلاق و مبدع علىالاطلاق است و هركه بدو نزديكتر و شبيهتر باشد، از اين صفت الاهى بيشتر بهره مىبرد. بىگمان ارزشهاى اخلاقى به انسان ظرفيت بالايى براى خلاقيت مىبخشد و خلاقيت الاهى را در او مىنماياند.
بنده من! مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود قرار دهم.[٢] فرزند آدم! من به هرچه بگويم «باش»، مىشود. در آنچه به تو فرمان دادهام، مرا اطاعت كن تا تو را نيز اينگونه كنم.[٣]
اخلاق در حوزه اجتماع انعطاف و عطوفت و مهربانى مىآموزاند و سبب مىگردد افراد مختلف را با انديشهها و رفتارهاى گوناگون درك كنيم و با آنها سازگار شويم و از منظر آنها به امور بنگريم و به تحليل پردازيم. اين پيامدهاى اخلاق در ساحت اجتماع موجب وسعتنظر و ورزيدگى انديشه (در نگاه متفاوت به پديدهها) مىگردد سرانجام به بهرهمندى از «تفكر واگرا»
[١] - البته ناگفته نماند در صورت برخوردارى فرد غيرمهذب از مهارتهاى فكرى- رفتارى ويژه، ممكن است ابتكارهاى شيطانى از او سر بزند.
[٢] - عبدى أطعنى أجعلك مثلى.( محمد بن حسن حرعاملى، الجواهر السنيه فى الاحاديث القدسيه، ص ٧٠٩.)
[٣] - يا ابن آدم أنا أقول للشيء كن فيكون أطعنى فيما أمرتك أجعلك تقول للشيء كن فيكون.( حسن بن محمد ديلمى، ارشاد القلوب، ج ١، ص ٧٥.)