اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٨٢ - الف) آرامش
فرمود: «ما رأيت الا جميلا؛ من جز زيبايى چيزى نديدم.»
|
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست |
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست |
|
|
به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقى است |
به ارادت بكشم درد كه درمان هم از اوست |
|
دل نگرانى، اضطراب و هراس عواملى دارد كه يكى از آنها فزونخواهى و زيادتطلبى است. از آنجا كه قطرهچكان دنيا هرگز ظرف بزرگ جان انسان را پر نمىكند، او همواره احساس ناكامى و محروميت دارد. انسان مؤمن با درك اين موضوع، از دنيا انتظار بهرهدهي كامل ندارد، از اينرو هيچگاه در ناكامىها غافلگير نمىشود. تعارض خواستههاى ناهمسوى انسان نيز او را به پراكندگى و آشفتگى مىكشاند. انسان اخلاقى با مهار افزونخواهىها و تدبير قواى مختلف خود تحت اراده عقل، اعمال و خواستههايش را همجهت مىكند.[١] وقتى نيروى عقل، ميان قواى شهوت و غضب و وهم اعتدال را برقرار سازد، آرامش و سكون بر مملكت جان سايه مىگسترد و درون انسان از غوغا و تنازع آسوده مىگردد.
عمل به موازين اخلاقى غبارهاى نفسانى دل را فرومىشويد و جان را جلا مىبخشد. بسيارياز نگرانىهاى ما از اينروست كه مبادا آنچه دوست داريم، از دست بدهيم و يا آنچه تمنايش را در دل مىپروريم، بهدست نياوريم. اخلاق اسلامى از آن جهت كه موجب كاهش دلبستگىهاى دنيايى مىشود، اضطرابها و نگرانىها را از ميان مىبرد و آرامش را به جاى آن مىنشاند.
افزون بر اين، يكى از منابع آرامش نيز حمايت و همراهى خداست كه از همه حمايتها سودمندتر و آرامشبخشتر است؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:
اوست آنكس كه در دلهاى مؤمنان آرامش را فروفرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند، وسپاهيان آسمانها و زمين از آنِ خداست و خدا همواره داناى سنجيدهكار است.[٢]
[١] - حتى يكون اعمالى و اورادى وردا واحدا و حالى فى خدمتك سرمدا.( على بن موسى بن طاوس، اقبال الاعمال، دعاى كميل، ص ٧٠٩.)
[٢] -« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكانَ اللهُ عَلِيمًا حَكيمًا.»( فتح( ٤٨): ٤.)