اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٣٠ - پيامدها
که تو از خويشتن. پس تو را حقيقت خود بايد طلب كردتا خود چه چيزى و از كجا آمدهاى و كجا خواهى رفت واندر اين منزلگاه به چه كار آمدهاى و تو را براى چه آفريدهاند و سعادت تو چيست و در چيست و شقاوت تو چيست و در چيست؟[١]
از سويى ديگر، همه تلاشهاى آدمى براى تأمين منافع و مصالح خويش انجام مىگيرد. بنابراين شناخت خود و كمالات نفس مقدم بر هر موضوعى است كه بدون آن، همه تلاشها بىپايه است. تأكيد اديان آسمانى و پيشوايان دينى و علماى اخلاق بر خودشناسى و به خود پرداختن، بيانگر همين حقيقت فطرى و عقلى است.[٢]
هرچه بر دانش شخص افزوده شود، اهتمامش به خود بيشتر مىشود و در راه تربيت و اصلاح خود بيشتر مىكوشد.[٣]
پيامدها
كسي كه هوسهاى خود را با فريبها و كوتهنگرىهايش بشناسد و فطرت را با خيرخواهى و هدايت گرىاش دريابد و روح را با قداست و لياقتهايش كشف كند، مطامع نزديك و گذرا را به بهاى آرزوهاى خردمندانه دنيوى نمىخرد. كسي كه حجاب غفلت را دريده و از راههاى توجه، نفخه الاهى بودن روح خود را عميقاً باور كرده است، خويشتن را براى خليفه خدا شدن بر روى زمين آماده مىكند.
خودآگاهى درجات عالى از احساس سرور، اميد و عزتنفس را پديد مىآورد. درك وجود متعالى انسان و شناخت او در مقام خليفه خدا، درونيابى اسما و صفات پروردگار را ميسر مىسازد. وقتى آدمى روح خود را پرتوى از وجود مقدس الاهى مىداند و رشحهاى از نامهاى نيك و مؤثر را در خود مىيابد، از نور و سرور لبريز مىشود و با عشق و قدرت، همه خوشىها و ناخوشىها را مىپذيرد.
[١] - محمد بن محمد غزالى، كيمياى سعادت، ص ٤٨.
[٢] - بنگريد به: مرتضى مطهرى، فطرت؛ همو، انسان كامل؛ حسن حسنزادهآملى، دروس معرفت نفس؛ محمدتقى مصباحيزدى، خودشناسى براى خودسازى.
[٣] - كلما ازداد علم الرجل زادت عنايته بنفسه و بذل فى رياضتها و صلاحها جهده.( عبدالواحد تميمىآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ٤٧٦٨.)