اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٥٥ - راهكارها
براي كسب صفت عفت- مانند ديگر صفات- بايد به لطف الاهى چشم دوخت. يوسف جوان در آن آزمايش دشوار، حضور خدا و ربوبيت و نعمت او را در نظر آورد و با تمام وجود به دامان عنايت او پناه برد: « [يوسف] گفت: پناه بر خدا! او آقاى من است [و] به من جاى نيكو داده است.»[١]
بنابراين توجه به خدا عامل بازدارنده از گناه است. از سويى اگر امداد الاهي نيز نباشد، احتمال لغزش بيشتر مىشود و غفلت از ياد خدا، خود زمينه ارتكاب گناه مىگردد.
عشقهاى اسارتآور و عموماً نافرجام معمولًا بهتدريج و با مراوده و ارتباط مستمر شكل مىگيرد. گناهان بزرگ حاصل نرمشهاست. اگر دختران و پسران نامحرم در برابر يكديگر از خود نرمش نشان ندهند، آرام آرام باب گفتگوها باز نمىشود و مردان نيز تحريك نمىگردند و بدينسان اجتماع از بسيارى از آفات در امان مىماند. اميرمؤمنان (ع) در اين بيان تفاوت رفتارى زن و مرد را گوشزد كرده و تكبر را براى زنان مطلوب دانسته است:
نيكوترين خوى زنان زشتترين خوى مردان است: تكبر، ترس و بخل ورزيدن. پس چون زن تكبر ورزد و به خويش نازد، رخصت ندهد كه كسى به او دست دراز كند، و چون بخيل باشد، مال خود و مال شوهرش را نگاه دارد، و چون ترسان بود، از هرچه بدو روى آرد، ايمن گردد.[٢]
به بيان شهيد مطهرى، داشتن صفات تكبر و ترس و بخل براى زن پسنديده نيست، بلكه از زن انتظار مىرود در عين تواضع و شجاعت، در مقابل نامحرم از خود رفتار متكبرانه نشان دهد و مانند آنان كه مىترسند، رفتار كند. همچنين امام صادق (ع) فرمود:
پيامبر اكرم بر زنان سلام مىكرد و آنان جواب سلام او را مىدادند. امام على (ع) نيز بر زنان سلام مىكرد، اما دوست نداشت كه بر زنان جوان سلام كند و مىفرمود كه مىترسم كه از صداى زنان منفعل شوم ....[٣]
[١] -« قَالَ مَعَاذَ اللهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ.»( يوسف( ١٢): ٢٣.)
[٢] - خِيارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ فَإِذَا كانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةًلَمْ تُمَكنْ مِنْ نَفْسِهَا وَ إِذَا كانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا وَ إِذَا كانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كلِ شَيءٍ يعْرِضُ لَهَا.( نهجالبلاغه، حكمت ٢٣٤.)
[٣] - كانَ رَسُولُ اللهِ( ص) يسَلِّمُ عَلَي النِّسَاءِ وَ يرْدُدْنَوَ كانَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ( ع) يسَلِّمُ عَلَي النِّسَاءِ وَ كانَ يكرَهُ أَنْ يسَلِّمَ عَلَي الشابّةمِنْهُنَّ وَ يقُولُ أَتَخَوَّفُ أَنْ يعْجِبَنِي صَوْتُهَا ....( محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٦٤٨.)