مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٩ - گواهى بزرگان اهل سنت
اما هنوز هستند كسانى كه كتاب «فصل الخطاب» را به رخ كشيده با كمال بىانصافى مىخواهند مسؤوليت اين كتاب را به گردن آنان بيندازند. اى بسا كتابها كه نوشته مىشود و در حقيقت جز از رأى نويسنده و مؤلفش حكايت نمىكند و در آنها خوب و بد، حق و باطل، راست و دروغ و درست و نادرست گنجانده شده است [اگر وجود چنين كتابهايى دليل قول به تحريف باشد]. اين تهمت به اهل سنت و جماعت بهتر مىچسبد تا به شيعه.[١]»
سپس سخنان استاد محمد مدنى را يادآور شده مىافزايد: وقتى كتابها و مسانيد و صحاح اهل سنت و جماعت پر است از رواياتى كه گاهى ادّعاى نقصان و گاهى ادّعاى زيادى در قرآن دارد، پس اين همه اهانت به شيعه- كه اجماع بر بطلان و پوچى اين ادعا دارند- براى چيست؟
اما مسأله مهم اين است كه دانشمندان و محققان شيعه و سنى چنين روايتهايى را باطل دانسته، آن را شاذ و كمياب شمردهاند و با ادلّهاى قانعكننده ثابت كردهاند، قرآنى كه در دسترس ما قرار دارد همان قرآنى است كه بر پيامبرمان حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله نازل شده و هيچ افزايش و كاستى يا تبديل و دگرگونى در آن رخ نداده است.
چگونه اهل سنت و جماعت در رابطه با روايتهايى كه نزد شيعيان ارزشى ندارد بر آنان خرده مىگيرند با اينكه صحاح خودشان درستى اين روايات را اثبات مىكند.»[٢]
اين بود بخشى از گواهيهاى بسيار روشن، بر پاك بودن موضع دانشمندان شيعه از مسأله تحريف و اينكه هيچيك از محققان سرشناس آنها چنين نظريهاى
[١] . تيجانى در پاورقى كتابش استدلال مىكند: چون كتاب فصل الخطاب نزد شيعيان ارزش و اهميتى ندارد، درحالىكه روايات كم و زياد شدن قرآن را كتب صحاح اهل سنت، مثل صحيح بخارى و مسلم و مسند احمد آوردهاند.
[٢] . محمد تيجانى سماوى، لأكون مع الصّادقين، صص ١٦٨- ١٧٦.