مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٤ - دسته چهارم رواياتى است كه پنداشتهاند گوياى سقوط آيه، جمله يا كلمهاى مىباشد
ثالثا، به همين دليل، امام كسى را فرستاد تا آن مصحف را از او بازپس گيرد، چرا كه حق امانت را مراعات نكرد.
بههرحال آن نامهايى كه در آن مصحف ديده، شايد نام گردنكشان قريش بوده كه در حال كفر مردند يا از ترس و به صورت ظاهر ايمان آوردند و پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مقدّرات مسلمين را بازيچه اهداف شوم خود قرار دادند. و حتما اين اسامى در حاشيه و پاورقى نوشته شده بود چنانكه در توصيف مصحف امير المؤمنين عليه السّلام يادآور شديم.[١]
محدّث تيزبين و نكتهسنج «ملا محسن فيض» مىنويسد: «آن اسامى، از وحى گرفته شده و بهعنوان تفسير كافران و مشركان در آن مصحف نوشته شده بود و جزء متن قرآن نبوده است.»[٢]
بهطور خلاصه مىگوييم اين حديث، مرسل بوده و اعتبار و ارزشى ندارد به علاوه راوى آن قائل به «وقف» بوده و به مذهب شيعه اثناعشرى اعتقاد نداشته است. با اين حالت، حديث او از احاديث طايفه شيعه شمرده نمىشود و بر فرض كه حديث درست باشد، ثبت مطالبى در حاشيه قرآن، ربطى با موضوع تحريف ندارد.
٢. همچنين با سند خود به «هشام بن سالم[٣]» از امام صادق عليه السّلام روايت كرده:
«قرآنى كه جبرئيل براى محمد صلّى اللّه عليه و آله آورد هفده هزار آيه بود.»[٤]
حديث به اين شكل، نادر و غريب است و شارحان، براى حل آن به سختى افتادهاند، چرا كه آيههاى قرآن، برابر آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و «ابن عباس» و ديگر تابعين نقل شده و همه مفسران بر آن اجماع دارند از ششهزار و دويست و چند آيه
[١] . التمهيد، ج ١، ص ٢٩٢ به بعد.
[٢] . وافى، مجلّد ٩، باب ٢٦٩، ص ١٧٧٨.
[٣] . در بعضى از نسخهها، به جاى« هشام»« هارون بن مسلم» است.
[٤] . كافى، ج ٢، ص ٦٣٤، شماره ٢٨، آخر باب« نوادر» از كتاب« فضل قرآن».