مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١ - واژه«تحريف»
كتابهايشان آمده- تغيير مىدهند. بنابراين، تحريف در دو امر صورت گرفته: يكى سوء تاويل و بد تفسير نمودن و ديگرى تغيير آنچه هست، همانطور كه در آيه ٧٨ سوره آل عمران مىخوانيم: «وَ يَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ؛ مىگويند: آن از نزد خداست با اينكه از طرف خدا نيست و به خدا دروغ مىبندند با اينكه مىدانند.»[١]
«شعرانى» مىگويد: «منظور از «مواضعه» معانى و مفاهيم الفاظ است؛ يعنى الفاظ را بر معانى ظاهرشان تفسير نمىكنند، بلكه آن را به وجوه بعيدى حمل مىكنند.»[٢]
در روايات معصومين عليهم السّلام نيز همين معنى به چشم مىخورد. امام باقر عليه السّلام در نامهاى به «سعد الخير» مىفرمايد: «يكى از شيوههاى آنان در پشت سر انداختن كتاب و بىاعتنايى به آن، چنين بود كه حروف و الفاظ آن را به خوبى برپا مىداشتند، ولى حدود و مضامين آن را تحريف مىكردند. در نتيجه، كتاب را روايت و تلاوت مىنمودند، اما آن را به كار نمىبستند، جاهلان از اينكه آنان كتاب را حفظ و روايت كرده خشنود مىشدند و عمل نكردن آنان به كتاب خدا، دانايان را اندوهگين مىساخت.»[٣]
در حقيقت، آنها عبارات و الفاظ را به خوبى محافظت مىكردند اما آن را بد تأويل و تفسير مىنمودند و محتواى آن را به كار نمىبستند.
در روايت ديگرى از همان امام مىخوانيم: «و رجل قرأ القرآن فحفظ حروفه و ضيّع حدوده[٤]؛ و شخصى كه قرآن مىخواند و حروف و الفاظش را
[١] . مجمع البيان، ج ٢، ص ١٧٣.
[٢] . مجمع البيان، ج ٣، ص ٥٥، پاورقى.
[٣] . كافى، ج ٨، ص ٥٣، حديث ١٦، با سند صحيح:« و كان من نبذهم الكتاب ان اقاموا حروفه و حرّفوا حدوده، فهم يروونه و لا يرعونه، و الجهّال يعجبهم حفظهم للرّواية و العلماء يحزنهم تركهم للرّعاية ...»
[٤] . كافى، ج ٢، ص ٦٢٧، حديث ١.