مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠ - واژه«تحريف»
مىمانند وگرنه به سرعت صحنه را ترك كرده به گوشهاى مىخزند.»[١]
بنابراين «تحريف كلام» به معنى تفسير سخنى برخلاف معنى ظاهرش و در نظر گرفتن معنى ديگرى براى آن- بدون هيچ دليل و قرينهاى- مىباشد. گويا هر سخن- طبق قانون وضع الفاظ و برحسب طبع اوّلى خود- يك مجراى طبيعى و عادى دارد كه به معنى و مضمون خود دلالت مىكند، اما تحريفكننده، آن را از مجراى طبيعى و معناى اصلى منحرف كرده به كنارى مىبرد.
پيداست اينگونه تحريف «تحريف معنوى» است؛ يعنى در ظاهر لفظ، هيچ تغييرى رخ نداده، بلكه مفهوم و محتواى آن تغيير كرده و طورى تفسير شده كه خلاف مقصد و مقصود گوينده است.
«ابن منظور» در لسان العرب مىنويسد: «تحريف الكلم عن مواضعه؛ يعنى تغيير دادن و منحرف ساختن سخن از معنى اصلى بهمعناى ديگرى كه با معناى اصلى از جهاتى شبيه و در كنار آن است و در خيال انسان، به معنى اصلى چسبيده و نزديك مىباشد؛ همانطور كه يهوديان معانى تورات را تحريف كرده و به معانى مشابه معنى اصلى تفسير مىكردند و خداوند در بيان اين عملشان مىفرمايد: «مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ[٢]؛ برخى از يهوديان سخنان را از جاى خود تحريف مىكنند و به كنارى مىبرند.»
«راغب» نيز در «مفردات» مىگويد: «تحريف الكلام؛ يعنى سخنى را كه دو احتمال دارد تنها به يك احتمال حمل كنى، گرچه برخلاف اراده و منظور صاحب سخن باشد.»
«طبرسى» در ذيل آيه مورد بحث مىنويسد: «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ؛ يعنى كلمات خدا را به غير آنچه نازل شده تفسير مىكنند و صفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را- كه در
[١] . زمخشرى، كشاف، ج ٢، ص ١٤٦.
[٢] . نساء( ٤) آيه ٤٦ و مائده( ٥) آيه ١٣ با كمى تفاوت.