مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٥ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
جعفى» از «سالم بن عبد الله بن عمر بن خطّاب» از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است.
پس از نويسنده كتاب فوق، سه نفر بعدى ناشناخته و مجهولند و «هشام دستوايى» از بزرگان حديث، نزد اهل سنت است. «طيالسى» مىگويد: «هشام دستوايى امير المؤمنين در حديث بود.»[١]
«عمرو بن شمر بن يزيد» در حديث ضعيف مىباشد. كتاب جابر را روايت كرده و بر آن افزوده است، لذا احاديث جابر از طريق او مشكوك مىباشد[٢]؛ علامه مىنويسد: «بدين جهت بر هيچيك از روايات وى اعتماد ندارم.»[٣]
و «جابر بن يزيد جعفى» خودش ثقه و مورد اطمينان است، ولى ابن غضائرى مىگويد: «بيشتر افرادى كه از او روايت مىكنند ضعيفند». «نجاشى» هم مىنويسد: «گروهى از وى روايت كردهاند كه ناسالم و ضعيف شمرده شدهاند، خودش هم ناخالص و آلوده بوده است.»
علامه مىگويد: «در مورد روايات عمرو بن شمر از جابر جعفى بايد توقف نمود.»[٤]
ظاهرا مصيبت از ناحيه «عمر و بن شمر» دامنگير شده و هموست كه اين حديث را بر زبان جابر جعفى بسته است.
«سالم» پسر عبد الله بن عمر، از فقهاى هفتگانه مورد توجه مدينه بود و مادرش دختر يزدگرد- از اسراى فارس- بود كه امام امير المؤمنين عليه السّلام او را به ازدواج عبد الله درآورد.[٥]
[١] . ابن حجر، تهذيب التهذيب، ج ١١، ص ٤٣.
[٢] . نجاشى، رجال، ص ٢٠٤.
[٣] . علامه، رجال، ص ٢٤٢.
[٤] . جامع الرواة، ج ١، ص ١٤٤.
[٥] . تهذيب التهذيب، ج ٣، ص ٤٣٨.