ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٩٧ - (خطبهاى از امير المؤمنين ع)
عرضكردم: اين را هم نميدانم.
فرمود: راست گفتى، سپس فرمود: چگونه است كه (گاهى) دو لشكر بجنگ هم ميروند، اين دسته يك منجم و حسابگرى دارند و آن دسته نيز حسابگرى در نجوم دارند، اين يك براى قشون خود حساب ميكند كه پيروزى با اينها است، و آن ديگر براى قشون خود حساب ميكند كه پيروزى با آنها است سپس با هم جنگ ميكنند و يكى از آنها ديگرى را شكست ميدهد پس اين نحوست كجا است (كه باعث شكست يك دسته از آنها مىشود)؟
گويد: عرضكردم: نه بخدا اين را هم نميدانم.
فرمود: راست گفتى، اصل حساب درست است، ولى اين مطلب را نميداند مگر آن كس كه وضع ولادت همه خلق را ميداند.
(خطبهاى از امير المؤمنين ع)
٥٥٠- جابر از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: امير مؤمنان عليه السّلام در صفين براى مردم خطبه خواند و در آن خطبه حمد و ثناى خداى را بجا آورد و بر محمد (ص) پيامبر او درود فرستاد سپس فرمود:
اما بعد: همانا كه خداى تعالى براى من بگردن شما حقى قرار داده بخاطر سرپرستى كردن من كار شما را و بخاطر آن مقام و منزلتى كه در ميان شما بمن داده، و شما نيز بگردن من مانند همان حقى را داريد كه من بر شما دارم.