ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٩٥ - مصاحبه يكى از خوارج با امام باقر(ع)
عبد اللَّه بن نافع گفت: من اين فضائل را بهتر از ايشان ميدانم، ولى (مطلب اينجاست كه) على با قبول حكميّت حكمين كافر شد! تا اينكه در ضمن بيان فضائل على عليه السّلام بحديث خيبر رسيدند كه رسول خدا (ص) فرمود:
«فردا پرچم را بدست مردى ميدهم كه خدا و رسول را دوست ميدارد، و خدا و رسول نيز او را دوست ميدارند حمله افكنى است كه گريز ندارد، (از برابر دشمن) باز نگردد تا خداوند بدست او قلعه را بگشايد».
امام باقر عليه السّلام بعبد اللَّه بن نافع فرمود: در باره اين حديث چه ميگوئى؟
عبد اللَّه گفت: اين حديث درست است و شكى در آن نيست ولى على پس از اين جريان كافر شد.
امام عليه السّلام فرمود: مادرت بر تو سوگوارى كند بمن بگو: آيا خداى عز و جل در آن روزى كه على بن ابى طالب را دوست ميداشت ميدانست كه او اهل نهروان را ميكشد يا نميدانست؟
ابن نافع گفت: اين سؤال را يك بار ديگر تكرار كنيد؟
حضرت فرمود: بمن بگو: آيا خداى عز و جل در آن روزى كه على بن ابى طالب را دوست ميداشت ميدانست كه او اهل نهروان را ميكشد يا نميدانست؟
ابن نافع با خود گفت: اگر بگويم نمىدانست كه كافر شدهام، از اين رو در پاسخ گفت:
آرى ميدانست.
امام باقر عليه السّلام فرمود: آيا خداوند او را دوست داشت كه فرمانبردارى او را بكند يا نافرمانى او را؟
عبد اللَّه بن نافع گفت: براى اينكه فرمانبردارى بكند.
امام باقر عليه السّلام فرمود: پس برخيز كه محكوم شدى (زيرا كشتن اهل نهروان هم روى اين دليل فرمانبردارى خداى عز و جل بوده است).
ابن نافع برخاست (و اين آيه را ميخواند) و ميگفت: «تا از طلوع صبح رشته سپيد از رشته سياه