ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥٥ - داستان صلح حديبيه
«و محمد جز فرستادهاى نيست كه پيش از او فرستادگانى گذشتهاند (آمده و رفتهاند) آيا اگر بميرد يا كشته شود بعقب باز گرديد و هر كه بعقب باز گردد (و از دين برگردد) بخدا زيانى نزند ...» تا بآخر آيه (١٤٤ سوره آل عمران).
مترجم گويد: داستان جنگ احد را ابن هشام بتفصيل در سيره نقل كرده و اين حقير اخيرا آن را بفارسى ترجمه كردهام و بسرمايه كتابفروشى اسلاميه بطبع رسيده است كه هر كه خواهد بجلد دوم صفحات ٨٥- ١٣٤ از كتاب مزبور مراجعه كند، و در پاورقى صفحات ١٠٥- ١٠٨ در آنجا از روى كتابهاى ديگر اهل سنت مانند سيره حلبيه و كامل ابن اثير و ساير كتابهاى آنان نقل كردهايم كه هنگام حمله مشركين بجز على عليه السّلام و ابو دجانة انصارى و چند تن ديگر- كه البته نام ابو بكر در آنها نيست- ديگران فرار كردند و از جمله فراريان عثمان بن عفان و عمر بن خطاب بود، كه عثمان تا جايى بنام اعوص يا كوهى بنام جعلب رفت و سه روز در آنجا ماند، و عمر بن خطاب هم تا پشت جبهه جنگ گريخت، و از ابو بكر هم درگير و دار جنگ و جراحاتى كه برسول خدا (ص) رسيد هيچ نامى برده نشده و معلوم نيست در كجا پنهان شده بود، زيرا اگر در معركه جنگ جزء دفاعكنندگان از رسول خدا (ص) بود ميبايستى مانند ساير مدافعين اقلا يكى دو زخم برداشته باشد، و همين كه كوچكترين زخمى برنداشته خود دليل بزرگى است بر اينكه او هم بسوئى گريخته، ولى اهل سنت بخاطر حفظ آبروى او از اين جريان نامى نبردهاند، گو اينكه برخى از آنها نيز- چنانچه مجلسى (ره) از ابن ابى الحديد نقل كرده- گفتهاند جز چهار يا شش نفر كسى پايدارى نكرد و آنها عبارت بودند از: على، طلحه، زبير، ابو دجانة، عبد اللَّه بن مسعود، مقداد، و چنانچه ملاحظه ميكنيد نامى از ابو بكر در ميان نيست.
اين بود ملخص آنچه دانشمندان اهل سنت نقل كردهاند كه البته تفصيل آن را در ترجمه سيرة بايد مطالعه فرمائيد و اما در ميان دانشمندان بزرگوار شيعه اختلافى نيست كه ابو بكر و عمر هر دو جزء فراريان بودند و بلكه همان طور كه از اين حديث شريف معلوم مىشود- و تصادفا از نظر سند هم معتبر است- آنها در آن گير و دار آن سخن ناهنجار را هم بر زبان جارى كردند.
[داستان صلح حديبيه]
٥٠٣- معاوية بن عمار از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: هنگامى كه رسول خدا (ص) در غزوه حديبية بسوى مكه حركت كرد در ماه ذى قعده بود و در ميقاتگاه كه حاجيان محرم ميشوند (با لشكريان) احرام بستند و سلاح جنگ بتن كردند، و چون بآن حضرت خبر رسيد كه مشركين خالد بن وليد را سر راه او فرستادهاند تا او را برگرداند فرمود: مردى را پيدا كنيد كه ما را از بيراهه ببرد، مسلمانان مردى را