ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨٧ - در باره منافقان
چگونه در كاسه سرش ميچرخد؟ گويا ديوانه شده- و مقصودشان رسول خدا (ص) بود- در اين موقع شيطان فريادى از روى خوشحالى زد، و دوستانش دوباره گردش را گرفتند، بدانها گفت: آيا دانستهايد كه من پيش از اين با آدم ابو البشر چه كردم؟ گفتند: آرى، گفت: آدم پيمان خود را شكست ولى بخدا كافر نشد، و اينان هم پيمان شكستند و هم برسول خدا كافر شدند.
و هنگامى كه رسول خدا (ص) از اين جهان رحلت فرمود و مردم بجاى على عليه السّلام ديگرى را بخلافت نصب كردند شيطان تاج شاهى بر سر نهاد و منبرى گذارد و روى بالش نشست، و پيادگان و سوارگان خود را جمع كرد و بدانها گفت: شادى كنيد تا روز ظهور امام (آن طور كه بايد) خداى فرمانبردارى نشود.
امام باقر عليه السّلام اين آيه را خواند: «و براستى شيطان گمان خويش را در باره آنها صادق و پابرجا ديد، و بجز گروهى از مؤمنان (همگى) پيروى او را كردند» (سوره سبأ آيه ٢٠) امام باقر عليه السّلام فرمود: تأويل اين آيه هنگامى بود كه رسول خدا (ص) از اين جهان رفت، و گمان ابليس همان وقتى بود كه در باره رسول خدا (ص) گفتند: او از روى هواى نفس و دلخواه خود سخن ميگويد، و شيطان در اين موقع گمانى در باره ايشان برد و آنها گمان شيطان را ثابت و درست كردند.
٥٤٣- زرارة از يكى از دو امام (حضرت باقر و صادق) عليهما السّلام روايت كرده كه فرمود: روزى رسول خدا (ص) افسرده و غمگين بود، على عليه السّلام بدان حضرت عرضكرد: چيست كه تو را افسرده و غمناك مشاهده ميكنم؟ فرمود: چگونه چنين نباشم با اينكه دوش در خواب ديدم كه بنى تيم (تيره كه ابو بكر از آنها بود) و بنى عدى (قبيله عمر) و بنى امية بر اين منبرم بالا روند و مردم را از اسلام بعقب برگردانند